تبليغاتX
درود بر نژاد آریا

درود بر نژاد آریا

درود بر نژاد آریا

ماموريت غير ممكن!

 (ماجرای آزادی موسولینی از زندن به دست کماندوهای المانی)

 

در سال 1943 بنیتو موسولینی رهبر ایتالیا در جنگ با رای مجلس اعظم برکنار و بسرعت زندانی شد تا از هر گونه عکس العمل جلوگیری شود سر انجام پس از هفته ها تغییر زندان او به یک هتل مجلل بر فراز رشته کوه مرکزی ایتالیا به نام گران ماسو  انتقال یافت. و در آن جا توسط گرو ه های هنگ آلپینی که مخالف صد در صدش بودند محافظت می شد و آن ها دستور داشتند به محض مشاهده هر گونه تلاشی برای فرار موسولینی تیراندازی نمایند.

البته کوچکترین تلاشی برای فرار غیر ممکن بود.

در همین حین که حتی موسولینی نیز به آزاد شدن فکر نمی کرد شایعاتی در مورد مکان تقریبی موسولینی به گوش اطلاعات آلمان رسید. به دنبال آن یک پزشک ارتش آلمان را به بهانه ی بازرسی هتل برای تبدیل آن به بیمارستان موقت ارتش به آن جا فرستادند.ولی او نتوانست از دامنه ی کوه جلوتر برود و هنگ آلپینی جلوی و را گرفت و همین اطلاعت آلمان را مطمئن کرد که موسولینی در همان جا زندانی شده است.

ستاد ارتش آلمان درشرایط دشواری قرار گرفت.آن ها به هیتلر خبر دادند و افزودند که هر گونه عملیات نجات غیر عملی است.اما هیتلر که از عصبانیت کبود شده بود فریاد زد : این مشکل شماست، موسولینی باید نجات یابد.

در همین حین که فیلد مارشال کنیل در حال خروج از اتاق بود هیتلر افزود از سکورزنی کمک بگیرید.!

اسکورزنی و به عبارت کامل تر کاپیتان اس اس اتو اسکورزنی شخصی خشن ،بیرحم و تیزهوش  و در واقع تنها کسی بود که می توانست این ماموریت را انجام دهد.

پس از ساعتها جلسه و نقشه کشی برای حمله به زندان موسولینی سر انجام متوجه شدند که تنها فضای لازم فقط برای فرود یک هواپیمای بی موتور کوچک در علفزار کوچک جنب هتل وجود دارد.

سر انجام صبح روز دوازدهم سپتامبر 1943 عملیات با چند هواپیما ی کوچک بی موتور آغازشد.

اسکور زنی در حالی که هتل را از آسمان می دید با وحشت با خود زمزمه کرد یک قلعه ی تسخیر ناپذیر!

خلبان در حالی که آرواره هایش را روی هم می فشرد علیرغم سرمای شدید و بی حس کننده می توانست سرازیر شدن عرق را از کنار بینی خود حس کند.

در همین حین درخشش نوری از هواپیمای جانکرز 52 که در جلوی آن ها پرواز می کرد آن ها را متوجه ساخت که باید برای فرود با طناب یدک کش آماده شوند.

شانس بسیار کمی برای فرودسالم بر روی علفزار داشتند.سرانجام خلبان با مهارت هواپیما را بر روی زمین نشاند!

اسکورزنی در حالی که می خواست قبل از توقف کامل هواپیما از آن بیرون بپرد فریاد زد: دست نگاهدارید، دست نگاهدارید.او به شدت بسوی گروهی ایتالیائی که تا لحظه ی پیش زیر آفتاب لم داده بودند پرتاب شد و آنان را از جایشان پراند.

آن ها با نگاهی نامطمئن به او خیره شدند و سرانجام مشخص شد که تسلیم هستند و با آلمان ها همدستند.

سر انجام با ستفاده از امتیاز غافلگیری به اتاق موسولینی هجوم بردندو او را آزاد کردند. دوچه که نمی توانست هیجان زاید الوصف خود را پنهان کند گفت: می دانستم که دوستم آدلف هیتلر مرا تنها نمی گذارد.

اسکورزنی شتابان موسولینی را به محوطه برد ولی متوجه شدند که هواپیمایی که می بایست برآن سوار می شدند هنگام فرود دچار حادثه شده ولی هواپیمای ذخیره ی فایزلرلک لک به خلبانی کاپیتان جرلاک یکی از بهترین خلبانان ژرمن ، به سلامت فرود آمده است.

اسکورزنی موسولینی را به داخل هواپیما هل داد و خود نیز سوار شد.

سرانجام پس از سختی های بسیار هواپیما به سمت آکیلا پایگاه هوایی المان ها پرواز کرد. هر سه سرنشین هواپیما ساکت بودند.. آن ها در دل می دانستند که از خطیر ترین مهلکه زندگی خود جان سالم بدر برده اند. مقصد بعدی وین و از آن جا برلین بود.

بدین ترتیب ماموریت امکان نا پذیراتو  اسکورزنی در نجات موسولینی انجام شد.!

+ نوشته شده در  88/08/11ساعت   توسط پیشوا  | 

بابک سردار سر دار

به نام خداوندی که انسان را آزاد آفرید

سلام بر همگی دوستان عزیز. بالاخره بعد از چند وقت دوباره آپ کردم وبلاگو.

موضوع این تاپیک بابک خرمدین سردار ملّی ایران است و زندگی پرافتخارش پس با ما همراه باشید.

 

 

بابک که بود؟

بابک در اصل از خانواده ای فقیر بود که در یکی از روستاهای آذربایجان بدنیا آمد (بروایتی فرزندی نامشروع بود) و در سال دویست هجری وارد آیین خرم دینان شد. در آن موقع رهبر خرمدینان که در واقع همان مزدکیان عصر ساسانی بودند شخصی به نام جاویدان بود.

نوجوانی بابک چگونه گذشت؟

بابک در نوجوانی گاوچران بو و در 16 سالگی به تبریز رفت و به مدت 2 سال در خدمت محمد بن رواد ازدی بود. در 18 سالگی به بلال آباد روستایش و در نزد مادر برگشت. با این که تندکی لکنت زبان داشت اما بسیار زیرک و زرنگ بود.

در یکی از روزها که بابک از صحرا بازگشته بود سرنوشت او بکلی تغییر کرد.

جاویدان که مدتی برای فروش گوسفندان خود به زنجان رفته بو  در راه بازگشت با چند تن از همراهان وارد خانه ی مادر بابک شدند و شب را در آن جا ماندند. با زیرکی که بابک از خود نشان داد جاویدان او را بسیار پسندید و همراه خود به کوه بذ برد.و به این ترتیب بابک تهی دست موکّل املاک جاویدان شد.

جوانی بابک چگونه گذشت؟

پس از مرگ جاویدان با حیله و همکاری همسر جاویدان  به ریاست خرم دینان رسید. پس از این واقعه بابک و همسر جاویدان با هم ازدواج کردند.در آن زمان خلفای تازی ظلم و مشقت بسیاری را بر مردم ایران تحمیل کرده بودند که باعث شده بود در هر گوشه مردم به دشمنی خلفا سر به شورش بردارند . فرقه ی بابک نیز در سال162 هجری قمری اعلام موجودیت کرد.در یکی از روزهای نخستین حکومت بابک او همه را مسلح کرد و دستور داد پاسی از شب گذشته هر که مخالف کیش آنان است را بکشند و از این پس برای آن ها کشتار امری عادی گشت.

زمان حکومت بابک در زمان مامون شروع و در زمان معتصم پایان یافت.

این دو خلیفه تازی 39 بار به آذربایجان لشکر کشیدند و هر ساله جنگ بر پا بود.

بابک با استفاده از کوه ها و دره ها و نیز سرمای هوا بار ها خلفا را شکست داد و بهترین سرداران او را با شکست روانه ساخت .

بابک در میدان جنگ

در 201 هجری نخستین جنگ خرم دینان با سپاه خلیفه آغاز شد و وی 18 سال جنگ های فرسایشی با سپاه خلیفه داشت که تقریبا همه را غالب گشته بود و اکنون بسیار جسورتر و گستاخ تر شده بود و علاوه بر آذربایجان در کرج ، همدان ،اران ، ارمنستان و بسیاری از نقاط دیگر طرفدارانی داشت که به نفع او با سپاهیان خلیفه درگیر می شدند و در واقع سپاه او را عاصی می کردند.

او حتی با شاه ارمنستان و امپراتور روم به عنوان یک حکومت ارتباط داشت!

در زمان مامون هرگز سپاهیان نوانستند که بابکیان را شکست دهند و سر انجام نیز مامون در حسرت شکست بابک مرد .

پس از مامون معتصم به خلافت رسید. در زمان معتصم پس از چندی او افشین ، شاهزاده ایرانی را جهت جنگ با بابک به آذربایجان فرستاد.

جنگ های بابک با افشین تقریبا 3 سال طول کشید و در 2 سال اول خرم دینان پیروز بودند ولی در سال سوم و با ورود نیروهای تازه نفس خلیفه و نیز زرو سیم فراوان و آشنا شدن سپاه خلیفه با منطقه و جاسوسی جاسوسان برای افشین سر انجام پیروزی نصیب افشین شد و بابک با حیله از دژ بذ گریخت وبه سوی ارمنستان گریخت.

عاقبت بابک چه شد؟

بابک پس از مدتی به دست دهقانان ان حومه که به وعده ی پاداش بسیار بزرگ افشین تطمیع شده بودند دستگیر شد و به همراه برادرش به بغداد منتقل شد.

سرانجام معتصم به یکی از جلادان خود بابک دستور داد که او را به تدریج بکشد. و او اول دست بابک را قطع کرد او با ست دیگرش خون را به صورتش مالید و گفت : زهی آسان! دست دیگرش را قطع کرد و او بار دیگرنیز همین کار را تکرار کرد. معتصم گفت: این چه کاری بود که کردی؟ و بابک پاسخ داد:می خواهم اگر با از دست دادن خونم، رنگ صورتم به زردی گرایید ، تو آن را به حساب ترس و وحشت نگذاری!بعد از این که دستانش را بریدند پاهایش را نیز و بریدند و سپس خنجری را در بین دنده های او و زیر قلبش فرو بردند سپس  سرش را بریدند ولی او حسرت یک آه را بر دل تازیان گذاشت و قهرمانانه مرد.

بعدها اعضای بدن او را بهم دوختند و در شهر سامرا در بالای تپه ای که بعدها نام کنیه ی بابک را گرفت آویختند. و با برادرش نیز همان معامله را کردند و بعد از مدتی به خراسان و اقصی نقاط ایران فرستادند و مدتی بالای پل بغداد ماند و در آخر آن سر را در نیشابور بالای دارالحکومه آویختند تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

عقاید بابک چه بود؟

در این مورد اطلاعات چندانی در دست نیست ولی بر گواه مورخان بابک اعتقاد عملی به اشتراک زنان  و ازدواج با محارم داشته است.

عاقبت افشین چه بود؟

افشین دستگیر کننده ی بابک و خائن به مازیار سرانجام مورد ظن خلیفه قرار گرفت و بنا به روایتی مسموم شد و عبرتی برای وطن فروشان گردید.

سخن آخر:

بابک نه فقط قهرمان یک داستان بلکه قهرمان تاریخ یک ملت است در حقیقت بابک سرداری بود که توانست به مدت 20 سال فکر و اندیشه خلفای عباسی را به خود مشغول کند و ضربات سهمگینی بر پیکره حکومت ظالمانه ی خلفای بنی عباس، این لکه های ننگ تاریخ اسلام وارد نماید و سر انجام نیز در این راه قهرمانانه جان سپرد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/16ساعت   توسط پیشوا  | 

ایران و اعراب

با سلام خدمت همگی دوستان

در این مطلب قصد دارم به رابطه ی ایران و اعراب بپردازم و فرصت ها و تهدید ها

ایران و اعراب در منطقه ای واقع شده اند که اهمیت بسیاری چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی دارد.

همانطور که میدانیم بیشتر نفت مورد نیاز جهان از خلیج فارس و تنگه ی هرمز عبور می کند. و از نظر نظامی نیز به دلایل متعدد مورد علاقه ی قدرت های بزرگ است.

در این منطقه تقریبا میشود گفت که 3 قدرت بزرگ وجود دارد.:1- ایران 2-اعراب به سرکردگی عربستان 3- اسرائیل

در این میان من تنها به روابط ایران و اعراب خواهم پرداخت ولی به تعیین نقش اسرائیل هم خواهم پرداخت.

اایران عزیز از دیرباز قدرت اول غرب آسیا بوده است. در پی نشر اسلام و بنا به دلایلی اعراب قدرت یافتند و بنا به تمامی دلایلی که در این مبحث نمی گنجد شاهنشاهی ساسانی سقوط و اسلام و به طبع اعراب وارد ایران می شوند. اعراب که نژادی سامی داشته و دارند و به کل با نزاد آریایی دارای تفاوت هایی بودند. اعراب تقریبا به طور مطلق از فرهنگ بی بهره بودند و در عوض ایرانیان در آن زمان مشغول ساختن سد و بیمارستان بودند.

اعراب کینه ای مطلق از ایرانیان و قدرتشان داشتند و به دنبال این بودند که به تحقیر ایرانیان بپردازند و در بدو ورودشان نیز این کینه را بروز دادند و در برخی شهرها جز 1 نفر کسی را زنده نگذاشته و دریک شهر آسیاب را را با خونابه ی مردم چرخانده و با آن گندم آرد کرده و نان پختند و میل کردند!

کار از این جا نیز گذشت و قراردادی را به ایرانیان تحمیل کردند که به موجب آن بایستی چنان چه یک ایرانی سواره  عربی پیاده را می دید بایستی پیاده شد ه و مرکب را به عرب تعارف و پیشکش می کرد!

تاریخ پر است از این موارد که بهتر است خودتان مطالعه کنید.

این مصائب تمام نشده بود که مصیبت خلفا هم به آن اضافه شد و آن ها طوری قدرت خود را گسترش داده بوند که وقتی یعقوب صفار لیث در سیستان به حکومت رسید  مردم از او طلب فرمان خلیفه را می کردند و حاضر به پذیرش او نبودند!

مردم بیابان نشین و اهل زنا و لواط بر ایرانیان فرمانفرمایی می کنند! قوم مارمولک خور قدرت مطلقه می شود!

پس از ورود غلامان ترک به دستگاه خلفای عباسی به تدریج قدرت از دست آن ها خارج می شود و به دست دیگران سپرده می شود.

با ورود و ایجاد سلسله های ترک در ایران نظیر غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان به تدریج ایرانیان ستقلال و عظمت خود را باز میابند.

البته درر مورد غزنویان این مسئله صدق نمی کند و ایرانیان در زمان غزنویان چه از نظر دینی و چه از نظر حکومتی آزار و اذیت می شوند.و بار ها غرور ملّی آن ها پایمال می شود.

چه این که دشمن درجه یک فروسی بلند مرتبه سلطان محمود غزنوی دد منش بود.

سلجوقیان  بهتر از غزنویان بودند ولی آن ها هم خود را مستقل از خلیفه نمی دانستند و سرانجام خوشی هم نداشتند.

پس از سلجوقیان خوارزمشاهیان به قدرت رسیدند که در حرکتی جالب سلطان محمد خوارزمشاه به مبارزه با خلیفه پرداخته و حتی قشونی برای نابودی خلیفه می فرستد که بنا به دلایلی نمی تواند ماموریت خود را انجام دهد. ولی آن ها خود را دشمن خلفه می دانستند و خلیفه هم به دشمنی با آن ها می پرداخت و حتی پنهانی با مغول ها ارتباط برقرار کرده بود و آن ها را تحریک می کرد که به خوارزمشاهیان حمله کنند.!

با حمله ی مغول خوارزمشاهیان و مردم ایران نابود می شوند.

ولی خلفا همچنان تا زمان هلاکو خان به حکوت هرچند محدود خود ادامه می دهند.

در حمله ی هلاکو خان اسماعیلیان و خلفا و شورشیان دیگر همگی نابود می شوند.و اعراب تا قرن ها قادر به تشکیل سلسله ی جدیدی نمی شوند و تحت حکومت ایلخانان که تابع وزرای ایرانی خود بودند زندگی می کنند.

با  انقراض ایلخانیان ایران نیز در هرج و مرج فرو می رود و حکومت قدرتمند بزرگی باقی نمی ماند و اعراب نیز حکومت مشخصی ندارند.

با حمله ی تیمور لنگ که اهل تسنن و بسیار افراطی بود بسیاری از ایرانیان کشته شدند در حالی که اعراب آسیب چندانی ندیدند.

تا قرن های متمادی پس ازآن اعراب تحت نظارت حکومت عثمانی قرار می گیرند و اتفاق خاصی نمی افتد.

در این مدت زمان اعراب اوضاعی بسیار آشفته تر داشتند و ایرانیان حداقل حکومت داشتند در حالی که آن ها از هر گونه قدرتی محروم بودند.

این روال ادامه داشت تا جنگ جهانی اول که با شکست آلمان  و عثمانی همراه می شود. با این شکست امپراتوری عثمانی تجزیه و به کشور های مختلف تبدیل یا واگذار می شود.هم چنان اعراب قدرتی ندارند.با شروع جنگ جهانی دوم کشورهای منطقه به اشغال طرف های درگیر در می آیند و با پایان جنگ جهانی به علت مبارزات و مشکلات دولت های استعمارگر بریتانیا و فرانسه کشور های عربی استقلال خود را باز میابند هر چند با دخالت های مستقیم و غیر مستقیم کشور های مختلف در امور آن ها.

در این دوره به آرامی اعراب قدرت میابند. در سال های پس از جنگ جهانی با حیله ی استعمارگر پیر انگلستان کشور اسرائیل تشکیل می شود که اعراب به مخالفت و مبارزه با آن می پردازند ولی در نبرد های مختلف سیاسی و نظامی شکست می خورند که بارز ترین آن جنگ 6 روزه بود که ارتش کشورهای عربی شکست می خورند و قسمتی از خاک آن ها اشغال می شود.

پس از این جنگ و بسته شدن قرارداد ننگین کمپ دیوید به تدریج اعراب تحقیر شده دشمنی را فراموش کرده و به دوستی با اسرائیل می پردازند.البته به جز لبنان که تقریبا نصف  پایتختش بیروت به وسیله اسرائیل اشغال شده بود ولی با مقاومتی تحسین برانگیز دشمن را به عقب راندند.و تا امروز در این کشور خلاف سایر کشور های عربی مبارزه با اسرائیل ادامه دارد.

بر گردیم به ایران و اعراب

در زمان محمد رضا پهلوی ایران روابط تیره و تاری با تازیان داشت که یکی از آن ها به موضوع قرارداد الجزایر و تعیین مرز های بین المللی برمی گشت.

در عراق پس از به قدرت رسیدن صدام ملعون این کشور دست به خرید تجهیزات نظامی و همکاری با انگلیس و آمریکا پرداخت و با پشتوانه کمک های اعراب شروع به اقدامات خصمانه کرد که با اقدامات مناسب جواب داده شد.

در سال 1352 و در پی درگیری های شدید مرزی صدام اعلام کرد که اروند رود را به عنوان مرز بین المللی قبول دارد و درگیری ها به مدت 5 سال تمام شد.

در دهه ی 30 هجری شمسی برای اولین بار انگلیسی ها خلیج پارس را خلیج عربی نامیدند که به اعتراض ایران انجامید. همزمان با این اقدام انگلیسی ها جزیره ی بحرین از وطن عزیز مان جدا شد و کشور مستقلی اعلام گشت. و نیز اعراب و به خصوص شیخ نشین امارات ادعاهای موهومی کرد که جزایر سه گانه متعلق به این کشور می باشد.

پس از به پیروزی انقلاب اسلامی عراقی ها دوباره درگیری ها را در نواحی مرزی آغاز کردند که سرانجام به جنگ 8 ساله تحمیلی انجامید .

در این جنگ نهایت دشمنی اعراب و کشور های غربی با ایران به اثبات رسید . اعراب کثیف پس از ورودبه خرمشهر جنایاتی انجام دادند که ناگفتنی و نانوشتنی است از قبیل تجاوز به زنان و....

پس از پیروزی انقلاب رابطه ی اسرائیل نیز با ایران تیره شد و اسرائیل البته در دوران جنگ بیشتر به نفع ایران کار کرد تا اعراب زیرا هم با اعراب دشمن بود (در آن مقطع) و هم با ایران.

کمک های اسرئیل به ایران عبارت بود از فروش مخفیانه سلاح و بمباران نیروگاه اتمی عراق که این دومی واقعا به نفع ایران شد. چون اگر دیوانه ای مانند صدام بمب اتمی داشت دیگر تکلیف جنگ مشخص بود.

البته دل اسرائیل به حال ما نمی سوخت بلکه خودش از دسترسی صدام به بمب اتم هراس داشت و در قضیه فروش اسلحه هم دولت ایران سلاح ها را پس داد.

از طرف دیگر با پیروزی انقلاب یاسر عرفات خائن وارد ایران شد و با امام خمینی وارد مذاکره شد و توانست نظر امام را جلب و سیل کمک های دولتی را روانه فلسطین کند که البته هیچ گاه این کمک ها در جهت آزادی فلسسطین و نابودی اسرائیل مصرف نشد و خرج  درگیری داخلی گروه های فلسطینی با یکدیگر شد و می شود.

پس از پایان جنگ تحمیلی اعراب سیاست های خصمانه ی خود را ادامه دادند. تا این که جنگ کویت با عراق پیش آمد که به دخالت مستقیم نیروهای غربی در جنگ انجامید و نکته ی طنز در این بین این است که آن موقع ایران می خواست نیروهای نظامی به کمک صدام بفرستد که بنا به دلایلی این امر انجام نشد.

از آن موقع تا سال 85 اعراب همچنان به سیاست های خصمانه ی خود را ادامه دادند.

از سال 85 و بحران قضیه ی هسته ای ایران دوستی اعراب و اسرائیل اثرات خود را نشان داد و با کینه های دیرینه ی اعراب در هم آمیخت و منجر به درگیری های سیاسی و گروه بندی های خاص اعراب علیه ایران شد.

در مدت زمان اخیر روابط ایران و اعراب تنها بدتر شده و بهبودی حاصل نشده است.

در طی این سال ها بزرگترین اختلاف ایران و اعراب بر سر مسائل فلسطین  و اسرائیل بوه است. که تا به امروز لاینحل باقی مانده است.

در آخر می توانم بگویم که ایران هیچ گاه نمی تواند به عنوان یک متحد و شریک به اعراب بنگرد بلکه آن ها تنها دشمنان پس فطرت و قسم خورده ی این آب وخاک هستند.

 

نکات جالب پیرامون ایران، اعراب ، اسرائیل:

1- در سال 52  و در پی درگیری های مرزی ایران و اعراب یکی از فرماندهان ارتش به شاه می گوید که اگر علی حضرت مایل باشند صبحانه را در بغداد صرف کنیم!

2- در طول جنگ ایران از آمریکا سلاح خریداری کرد که به جای این که سلاح ها ساخت آمریکا باشد اسرائیلی بودند!

3- در طول جنگ 33 روزه عربستان سوخت جنگنده های اسرائیلی را تامین می کرد.!

4- در سال 87 جلال طالبانی رئیس جمهور عراق دوباره در این که اروند رود مرز مشترک ایران و عراق باشد ابراز تردید کرد! و در واقع ادعا های واهی اعراب را دوباره تکرار کرد.

5- پس از اشغال عراق و مرگ صدام مردم فلسطین به عزاداری پرداخته و به صدام لقب سیدالشهدا دادند!

6- در جریان باز پس دادن اسرا و اجساد شهدای ایرانی در سال های 2000 تا 2008 بر روی تابوت شهدای ایرانی نوشته شده بود قربانیان وطن عزیز و گرامی که توهینی بس آشکار بود و خبث طینت آن ها را نشان داد.

 

 

 

 

 

 

ا

+ نوشته شده در  88/04/18ساعت   توسط پیشوا  | 

متن کامل مناظره ی احمدی نژاد و موسوی

در چارچوب برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري چهارشنبه شب آقايان محمود احمدي نژاد و ميرحسين موسوي نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از طريق شبكه سه سيما با هم مناظره كردند.

متن كامل مناظره به شرح زير است:

مجري: اقاي احمدي نژاد قاعدتا هر كسي داراي دغدغه‌هايي است و شما هم دغدغه‌هاي ذهني فردي و اجتماعي داريد و مي‌خواهيد در صحنه باشيد به عنوان كانديدا در اين رقابت، به عنوان رياست جمهوري احتمالي مهمترين دغدغه‌هاي شما كه باعث شده شما در صحنه باشيد چه هست ؟

ج- بسم الله - اللهم عجل ... من ابتدا خداي بزرگ را شاكرم كه فرصت داد يك دوره در خدمت ملت عزيز ايران باشم و ازمردم خوبمان بخاطر همه حمايت‌ها و بزرگواريها و همراهي هايشان تشكر مي‌كنم و ارزو مي‌كنم كه ملت ايران همواره سربلند باشد.

ياد امام عزيز،شهداي بزرگوار، ايثارگران،جانبازان و آزادگان را گرامي مي داريم كه راه سربلندي را در برابر ما قراردادند و امروز هرچه داريم از آنهاست.

انتخابات عرصه بسيار مهم سرنوشت است، انتخابات در كشور ما فقط انتخاب يك فرد نيست بلكه انرژي گرفتن ملت براي پرشهاي بلند به سمت قله‌هاي عزت و پيشرفت است.

فضاي انتخابات بايد فضايي پرشور و نشاط باشد، فضاي انتخابات بايد سرشار از منطق و دوستي‌ها و هم افزاييها و برادري‌ها باشد .

من مي‌خواهم در ابتداي عرايضم گله بكنم از برخوردهاي بسيار غيرمنصفانه و ظالمانه بلكه دروغ پردازي‌هاي بزرگ و تخريب بي‌سابقه‌اي كه عليه يك دولت انجام شده است درطول تاريخ بعد ازانقلاب ما نداشتيم چه در طول دوران يك دولت چه در ايام انتخابات اين قدر هجمه سنگين عليه دولت، بنظرم علتش اين است دوستاني كه تصميم گرفتند وارد عرصه بشوند احساس كردند كه در هيچ يك از عرصه‌هاي مثبت و سازنده قدرت رقابت با اين دولت را ندارند بخصوص درعرصه خدمات گسترده دولت كه بي‌نظير بود در هربخشي كه ما وارد مي‌شويم در مقايسه با دولت‌هاي قبل گرچه آنها خدمات ارزشمندي را داشتند كار دولت به اندازه چند دولت بوده است.

بخصوص درعرصه بين‌الملل متاسفانه پيروزيهاي بزرگ ملت را هم انكار كردند خدمات دولت را بطور مطلق منكر شدنداي كاش به جاي اين همه تخريب و اين تبليغات سنگين و بي‌سابقه يك برنامه‌اي ارايه مي‌شد ، متاسفانه در تبليغات انتخاباتي به ملت بزرگ ايران توهين شد كه من بسيار متاثر شدم ما چرا بايد مردم را از خودمان نااميد كنيم چرا بايد اينقدر خودمان را شيفته قدرت نشان بدهيم من شخصا علاقه مند به ورود به اين بحث‌ها نبودم چهار سال تحمل كردم و ازهمه توهين‌ها و افتراتي كه بخود من شد ونسبت داده شد گذشت كردم الان هم مي‌گذرم بارها اعلام كردم كه من همه را بخشيده ام اما ازتوهين به مردم، توهين به انتخاب مردم از توهين به فهم وشعور مردم ومنافع مردم نمي‌توانم بگذرم اجازه ندارم، مردم اين اجازه ر ا نمي‌دهند كه وقتي كه حيثيت انها مورد هجوم قرار مي‌گيرد يك خادم انها گذشت بكند.

درديدارهايي كه من با مردم دارم در شهرهاي گوناگون قشرهاي گوناگون بطور گسترده ازمن مي‌خواهند كه ازحق انها دفاع كنم از موضع انها دفاع كنم من بايد ريشه اين بد اخلاقي‌ها ، اين جفاها و اين فريب‌ها را به مردم بگويم.

قبلا هم وعده كرده بودم كه بگويم باور من اين است كه امروز آقاي موسوي در برابر من نيست تنها اقاي موسوي نيست بلكه سه دولت پي درپي در برابر بنده قرار گرفته‌اند هم اقاي موسوي هم اقاي هاشمي وهم اقاي خاتمي كه اين سه در گذشته باهم بودند در دور گذشته هم اقاي موسوي از اقاي خاتمي حمايت كرد و هم از اقاي هاشمي حمايت كرد وهم اقاي خاتمي از اقاي هاشمي حمايت كرد در واقع اينها همه باهم بودند از روز اولي كه اين دولت تشكيل شد هجوم‌ها بود براي ضربه زدن البته مردم اينها را مي‌دانند اما بايد جوانها هم بدانند كه بنده دربرابر يك كانديدا نيستم دربرابر يك مجموعه‌اي هستم كه با محوريت اقاي هاشمي وهمكاري اقاي موسوي و خاتمي عليه بنده حركت كردند.

علت اين فشار سنگين به بنده در طول چهار سال و فشارهاي سنگين تر در ايام انتخابات بنظرمن به يك مسئله برمي گردد اينكه در اين سه دوره يك ساختار اداري و حلقه‌هاي مديريتي شكل گرفت كه از مسير انقلاب و ارزشهاي انقلاب فاصله گرفت نه اينكه در اين سه دوره خدماتي نشد چرا شد اما ارام ارام يك جرياني شكل گرفت كه خود را مالك ملت، مالك انقلاب، حاكم برمردم و دست خودش را در بيت المال ومسايل كشور باز مي‌ديد.

انها درانتخابات قبل صف آرايي كردند اما ملت برانها غلبه كرد در طول اين چهار سال تلاش كردند كه دولت را ناموفق جلوه بدهند وبشكنند اما خداي متعال عنايت كرد با حمايت مردم تا اينجا امديم درانتخابات قبل از داخل وخارج رقيب من پشتيباني شد و كمك شد در همان اوايل اين دولت اقاي هاشمي پيغامي براي يكي از اين پادشاهان حاشيه خليج فارس فرستاد كه شما نگران نباشيد ظرف شش ماه اين دولت ساقط مي‌شود كه بعدا افرادي رفتتند توضيح دادند ومسئله تا حدودي حل شد معناي اين حرف به روشني طراحي‌هاي گسترده عليه اين دولت را مي‌رساند در حالي كه اين دولت درخدمت مردم بود، در مدت كوتاه چهار سال افتخارات بزرگ در عرصه‌هاي داخلي وجهاني بوجود اورد كه البته كار ملت است، مي‌بينيم امروز ملت با نشاط هستند ظرفيت‌هاي ملت در حال شكوفايي است درعرصه‌هاي علمي فن آوري در عرصه‌هاي سياسي بخصوص در سياست خارجي امروز ملت ايران عزيز و عزيزترين ملت هاست اما همه اينها ناديده گرفته مي‌شود وسنگين‌ترين دروغها و تهمت‌ها در طول چهار سال بخصوص درطول سه ماه اخير من ا لبته اقاي موسوي را دوست دارم هميشه هم به ايشان احترام گذاشته ام اما اتفاقي كه در اين سه ماه افتاد براي من قابل توجيه نيست.

جناب اقاي موسوي براي اينكه متوجه بشويم در كشور مشكل هست واعتياد هست ما نياز نداريم كه برويم يك بازيگر رابياوريم در اتوبوس تا بفهيم اعتياد هست شما چند تا سفر كرديد متوجه شديد كه در كشور مشكلات هست ايا اين مشكلات در چهار سال ايجاد شده است پس ۲۴سال چه ، يعني يك گلستاني را دوستان جنابعالي متحدان جنابعالي به من بنده تحويل دادند و بنده اين را تبديل كردم به يك خرابه هيچ اتفاق مثبتي هم نيفتاده است تازه معلوم شده كه بنگاهها مشكل دارند تازه معلوم شده كه بيكاري هست شما چهار تا شهرستان واستان رفتيد بنده همه ايران را ديده ام اگر بنا باشد از مشكلاتي كه مردم دارند صحبت كنم تمام وقت اين مناظره را هم اختصاص بدهيم باز وقت كم مي آوريم.

احمدي نژاد گفت : تازه معلوم شده است در گذشته ما بيكاري نداشتيم ، اعتياد نداشتيم ، كارگاهها مشكل نداشتند، مشكلات اقتصادي و كشاورزي نبود، مشكل صنعت نبود همه اينها در اين دوره ، اي كاش شما برنامه ارايه مي داديد.

احمدي نژاد افزود:من به شوخي در يك جايي گفتم خوب شد كه من هم داوطلبم والا اين سه عزيزي كه امروز كانديدا هستند چه مي خواستند به مردم بگويند و اين جمله را هم بگويم درهمين عرصه رقابت هم رقابتي بين چهار نفر نيست سه نفر عليه يك نفر است. همه حرف ها حتي مناظره ديشب مناظره نبود عليه يك نفر بود به نظرم اين فاقد منطق است ما بايد بياييم برمبناي عدالت و منطق كار كنيم.

مجري :آقاي موسوي بفرماييد.

موسوي گفت: بسم الله ... من از همه بيننده ها و تماشا كننده ها تشكر مي كنم و صحبت هاي خوبي هم مطرح شد كه بنده بصورت روش مند مي خواهم با آن برخورد كنم وجواب بدهم .

اولا بنده دوست داشتم كه اقاي احمدي نژادموفق باشند در كارهايشان وبنده وارد اين عرصه نشوم واگر چنين اعتقادي پيدا مي كردم قطعا برخوردم لازم مي ديدم كه در ان كاري كه هستم باشم و وارد اين عرصه نشوم ،دوسه تا نكته مي گويم وبه اصل قضيه مي پردازم.

اقاي هاشمي و اقاي خاتمي اشخاص بزرگي هستند كه خودشان با اقاي دكتر بايد مناظره كنند و جواب خودشان را بدهند و بنده يك مشكلاتي با دولت دارم و بخاطر خطري وارد اين صحنه شدم كه درمورد ان صحبت خواهم كرد و وارد دوران اقاي هاشمي وخاتمي نخواهم شد .

چهار سال از اين مدتي كه ايشان مي فرمايند مربوط به دوره بنده هست و دوره حضرت امام كه راجع آن اگر لازم باشد توضيح خواهم داد .

من هميشه ايران را دوست داشتم واين عشق فكر مي كنم باهمه ماها قرين هست، هيچ ايراني را فكر نمي كنم كه به ايرانيت خودش افتخار نكند و نگران اينده ايران نباشد ونگران مشكلاتش نباشد همه دلشان مي خواهد ايران را بزرگ بينند و سرافراز ببينند.

ما دوست داشتيم كه ايران يك نقشي داشته باشد بعنوان قدرت اول منطقه درهمه شئون علمي و اقتصادي ، آبرو داشته باشد الگويي باشد براي همه جهان پس انقلاب كرديم، براي اينها انقلاب كرديم كه ايران بزرگ بشود، ايران اسلامي بزرگ باشد ، تاثير گذار باشد و بتواند ترجيحا اثر گذار باشد و پيام خودش را به همه جهان برساند منتهي در برخورد با حل مسايل كشور واينكه ما ايران را به جايگاه واقعي خودش برسانيم من احساس مي كنم كه دو نوع مي شود روبرو شد دو نوع مديريت مي شود داشت يكي مديريتي هست كه براساس ماجراجويي و بي ثباتي، رفتارهاي نمايشي و قهرمان نمايي وشعاري است ، خيال بافي و خرافه گرايي است وخلاف گويي و پنهان كاري است خودمحوري و قانون گريزي است سطحي نگري و روزمرگي است و افراط و تفريط .

من بقيه بحث هايم را در اين چهار چوب پيش خواهم برد .يك موردي هم هست كه ما بياييم براصل متانت رفتارهاي منطقي و كارشناسي شده واقع بيني و خرافه ستيزي، شفافيت و... قانونگرايي و اتكا به خرد جمعي دور انديشي واينده نگري و اعتدال و ميانه روي كار كنيم .

ما اگر مي خواهيم ايران نيرومند داشته باشيم من فكر مي كنم كه ان رفتار دوم مناسبتر است يعني ما بر اساس ان بايد عمل بكنيم خوب در اينجا بحث هست ... كه برنامه ها را نوشته ام و ادامه دادم و فكر مي كنم كه بنده سه تا برنامه و مناظره دارم كه مورد علاقه مردم است و اينها را مكمل همديگر مي دانم برعكس اقاي احمدي نژاد فكر مي كنم كه اينها مي تواند فرصتي باشد كه بتدريج هم برنامه هايم را بگويم وهم نقطه نظراتم .

آن چيزي كه در اين جلسه مهم است بگويم انگيزه اصلي بنده هست، براي اين امدم به صحنه، حقيقت اين است كه بنده درمورد اينده كشور احساس خطر كردم بااين مديريتي كه حاكم هست وچون بحث از سياست خارجي شروع شد من مستقيم به سياست خارجي مي پردازم وبعد به مسايل اقتصادي، فرهنگي واجتماعي مي پردازم .

يكي از مشكلاتي كه ما داريم من موردي صحبت كنم كيس به كيس يا مورد به مورد كه قابل لمس براي همه مردم ما باشد كلي صحبت نخواهم كرد نمونه نشان خواهم داد .

يكي از مشكلات ما عدم تناسب شعارهايي است كه داده مي شود تا عمل شعارها بيشتر جنبه اسطوره پردازي و بنظر من يك مقدار زيادي خيال پردازي در مورد اينده جهان هست ومتاسفانه اينده كشور در حال فرو ريختن است و تمدن دارد از بين مي رود و يا اينكه ما مديريت جهان را مي كنيم وامثال ا ينها ، پشتوانه عملي بنظرمن هيچي نيست مثال مسئله ازاد سازي ملوانان انگليسي، ملوانان انگليسي به حوزه ما تجاوز كردند نيروهاي ما سررسيدند انان را دستگير كردند وكار افتخار اميزي كردند وبايد مورد تاييد قرار مي گرفتند بعد بلافاصله براساس همين چارچوبي كه اشاره كردم ما اول گفتيم اينهابايد اعدام بشوند چه را امدند درسر زمين ما، يك بحران بزرگ جهاني ايجادكرديم بعدا هم تصميم گرفتيم به تن انها كت و شلوار بپوشانيم و بعد رييس جمهور ما كه مسوليتش ومنزلتش متعلق به خودش نيست متعلق به مردم است و متعلق به شماست امد از انها خداحافظي كرد و بايك مراسم كه حتي براي سران كشورهاي ديگر هم انجام داديم انها را راه انداختند ورفتند بعد ازنهيبي كه ما از انگلستان داشتيم ايا اين عزت ملت ما را حفظ كرد من فكر مي كنم نه اينجور چيزها هم خسارت مي اورد از نظر امنيت ذهني مردم ما و هم ازنظر عزت انها وهم اينكه سياست خارجي ما را دچار يك فراز و نشيبي مي كند كه نمي توانيم با هزينه هايي كه مي پردازيم مشكلاتمان را حل كنيم .

بعد يك مسافرتي رييس كشور ما داشتند به عراق بدون اينكه معلوم بشود ازكجا و چگونه مطرح كردند كه من را مي خواهند بربايند يك هزينه زياد بكنند اگر مي ربايند چطور امريكايي هايي بنزين هواپيماي دولتي ما را در انجا تامين كردند ، وبعد ما در عراق رفتيم به منطقه خضرا منطقه اي كه تحت تسلط امريكايي هاست در انجا ملاقاتمان كرديم وبعدا با سربازان امريكايي هم عكس گرفتيم برگشتيم همين مسئله در ايتاليا تكرار شد من مي گويم كه ايا ما بايد تصورات خودمان را اينقدر گسترش بدهيم كه درحوزه سياست خارجي ما كه مربوط به صحنه منافع ملي ماست اين را گسترش بدهيم، آيا اين مي تواند مشكلات ما را حل بكند يا مشكل ايجاد مي كند براي ما و هزينه هاي گزافي را دارد.

بعد مسئله عربستان پيش مي ايد آنطوري كه بارها گفتند و بنده با واسطه هم شنيدم وانقدر هم گفته شد، من قديم هم بالاخره مسوليت داشتم خيلي مهم است كه چگونه از آدم دعوت بكنند چگونه به يك مسافرتي برود بعد ما از اين طرف پيغام داديم كه ما را بخواهيد ما را دعوت كنيد ما بياييم وهمه دوستاني كه در وزارت خارجه وجاهاي ديگر هستند وازملك عبدالله هم بنده نقل قول با واسطه دارم درمورد همين خواست ما براي ا ينكه از ما دعوت بشود كه به انجا برويم.

بعد وقتي ما مي رويم انجا حالا بايد يك نتيجه بدهيد براي مسافرتي كه ما چنددفعه رفتيم انجا و برگشتيم ، نتيجه بايد بگيريم اين وضعيت زوار ماست يا رابطه ما با عربستان هست كه ايا بهتر شده يا بدتر شده.

بعدا امديد از قول رييس ان كشور عليه وزير خارجه اش يك صحبتي كرديد كه بخش قابل توجه ان خاندان و ان وضعيتي كه درعربستان هست و حتي براي كشور خودمان مشكل ايجاد كرديم ما مي گوييم چرا اين هزينه ها راما ايجاد كنيم به حساب كي اين كارها را مي كنيم ايا اثرش كم است يا زياد است.

احمدي نژاد:يكي از زيباترين كارهاي جمهوري اسلامي برخوردبا ملوانها بود

موسوي گفت : بعدا بارها شنيديم كه آمريكا دارد از بين مي رود، خب اگر اين طور هست چرا چهارمرتبه مسافرت كرديم انجا چرا دوتا نامه نوشتيم، چرا دايم دنبال اين هستيم كه به شكل خاصي با انها صحبت كنيم، پيش رييس جمهوري سوييس رفته صحبت كرده، فكر نمي كنم كه يك كسي چنين ريسك بكند و دروغ بگويد كه از ما خواسته شده به اوباما گفته شود قبل از انتخابات با ما صحبت كند و مساله رابطه امريكا و ايران بنوعي مشكلاتش حل بشود يا گفت وگو شروع بشود.

خوب آيا اين بنفع كشور ماست ، من تند مي گويم براي اينكه يك سرفصل هايي بدهم صحبت از سياست خارجي شروع شد.

اتفاقا ما در زمينه سياست خارجي هم عزت ملت خودمان را مخدوش كرديم ولطمه زديم آبروي كشورخودمان را برديم و هم توسعه داخل كشور خودمان را با مشكل مواجه كرديم ، تنش وسيعي با كشورها ايجاد كرديم.

مسئله هولوكاست را ما مطرح كرديم و دوباره بعد ازاينكه خسارتهايي ديديم از مجمع عمومي يك مصوبه گذراندند كه ديگر اين مسئله جرم شد كه اگر كسي راجع به هولوكاست صحبت كند، اخيرا هم در سوييس كه آن ماجرا پيش امد واقعا تصويرش را من اگر نمي ديدم باورم نمي شد كه تا اين اندازه اهانت به رييس جمهوري ما كه مظهر ملت ماست ومظهر كشورماست، ايشان نبايد راضي باشند. من در بندهاي بعدي خاطره اي از حضرت امام نقل مي كنم كه چقدر در زمينه حيثيت جمهوري اسلامي حساس بوده و بعدا آمديم اين را بعنوان يك حماسه مطرح كرديم، چه حماسه اي جز اينكه يك مصوبه ديگر براي هولوكاست دادند جز اينكه اروپا رابطه اش با ا سراييل بد شد بخاطر جنايت غزه اما به دليل اين صحبت ها امد پشت سر اسراييل قرار گرفت ما كجا توانستيم تامين منافع خودمان را درسطح جهان داشته باشيم .

مجري - آقاي احمدي نژاد بفرماييد:

احمدي ن‍ژاد گفت: خيلي متشكرم اقاي موسوي فكر مي كنم اگر تمام قضاوتهاي شما براساس اين استنادات باشد بايد يك تجديد نظر جدي بكنيد.

من دوستانه بشما مي گويم به شما علاقه مندم اين جور قضاوت براساس اطلاعات غلط اين بد است.

ملوانان انگليسي دستگير شدند، ماجرا اوج گرفت اقاي بلر كتبا نامه داد، عذر خواهي كرد و گفت ما سياست هاي مان را در رابطه با ايران عوض خواهيم كرد اين سند الان در وزارت خارجه موجود است بعد هم ما تفكيك كرديم بنظرمن يكي از زيباترين كارهاي جمهوري اسلامي برخورد با ملوانها بود انها 27 و28 سال بود از جمله در دوره خود اقاي موسوي ما را ضد انسان ،ضد حقوق بشر، خشن و گروگانگير معرفي مي كردند انجا ما امديم مردم انگليس را از دولت انگليس جدا كرديم اين كار بنظرمن بهترين كار بود.

در موضوع عربستان برخلاف حرف اقاي موسوي كه من نمي دانم از كجا اين اطلاعات را مي اورد درنشست اوپك كه ما رفته بوديم اقاي ملك عبدالله ابتدا به ساكن ، قبلا هم به من گفته بود كه بياييد مكه من دعوت مي كنم بيايد، در نشست سران اسلامي من گفتم نه من الان اينجا امدم فرصت ندارم اول دولتم هست ، در اوپك ايشان به من گفت اگر دعوت بكنم مي ايي مكه گفتم بله اگر شما دعوت بكنيد من مي ايم و دعوت هم فقط براي حج بود . سفر سياسي انچناني كه انتظار داشته باشيم نبود، ضمن اينكه خوب بود اقاي موسوي تصاوير را ببينند وقتي ما وارد مطاف شديم چه موجي در كل مسلمانها درست شد چه سخنرانيها وچه تظاهرات و فرياد ها و اظهار محبت هايي به ملت ايران كردند.

درموضوع هولوكاست خيلي جالب است اقاي موسوي در همين عربستان رابطه ما الان چطور است رابطه آقاي موسوي چطور بوده من نمي خواهم بگويم در دوره جناب اقاي موسوي از گذرنامه وفرودگاه ايشان چه بردند انجا و دستگير شد وچه بساطي عليه كشور راه افتاد اما همين مقدارمي گويم كه رابطه ما با انها قطع شد. يعني طوري عمل كردند دردوره اقاي موسوي كه رابطه از اساس قطع شد با عربستان، من تعجب مي كنم حالا ايشان نگران رابطه با عربستان هستند بله ماهم نگران هستيم كي دائما مقاله مي نوشت برخوردهاي تند مي كرد جمعي از دوستاني كه الان در مشاركت اند و الان در ستاد جناب اقاي موسوي فعاليت مي كنند اينها اصلا اعتقاد نداشتن .

درموضوع فلسطين اشغالي خوب است كه اقاي موسوي ذهنشان را ببرند مواضع خودشان را مرور كنند .جناب اقاي موسوي صريحا اعلام كردند كه ما نيروي نظامي مي فرستيم

در كنار مقاومت فلسطين عليه اشغالگران بجنگند، ايشان اعلام كردند كه بايد رژيم صهيونيستي محو بشود اما اقاي موسوي ما بخواهيم وارد اين جزييات بشويم و تاكتيك ها را بحث بكنيم ازمسير منحرف مي شويم ديپلماسي عمومي امروز پيشرفته ترين وعلمي ترين

كار ديپلماسي است وقتي دشمن مواضع اصلي دنيا را گرفته ما اگر بخواهيم درميدان ان بازي كنيم كه حتما شكست خورده ايم همين كاري كه دردوره اقاي هاشمي اتفاق افتاد و شما حمايت كرديد در دوره اقاي خاتمي اتفاق افتاد حمايت كرديد ما امديم خارج از فرمولي كه قدرتهاي بزرگ طراحي كردند وارد شديم واين اموزه امام است امام هيچگاه قبول نكرد. فرمولهاي انها را اگر مي پذيرفتيم انقلاب نبايد مي كرديم.

درموضوع هسته اي حتما شما اطلاع داريد روشي كه در دولت قبل بنام تنش زدايي درپيش گرفته شد بجايي رسيد كه تمام تاسيسا ت هسته اي ما بطور كامل تعطيل شد ودوتا قرار داد برملت ما تحميل شد يكي پروتكل الحاقي بدون مصوبه مجلس و برخلاف قانون اساسي ودو ترتيبات اجرايي ، در پروتكل الحاقي مامورين اژانس ازادند هرلحظه اي ازهرنقطه ايران بازديد كنند هدف چيست ،هدف اين است كه قدرت دفاعي ما را كشف كنند بدهند دست دشمن ، ودرترتيبات اجرايي يك بندي اوردندكه هر انديشه و طرحي در ذهن دانشمندان ما درموضوع هسته اي شكل مي گيرد قبل از هراقدام بايد مامورين اژانس را مطلع كنند سنگين تر ازاين تحميل برملت نمي تواند باشد در حالي كه طبق ان پي تي ما مي توانيم هر فعاليتي بكنيم 180 روز قبل از غني سازي بايد اطلاع بدهيم .

تاسيسات تعطيل شد، سنگين ترين تعليق ، همه تاسيسات پلوم شد دو تا قرارداد پذيرفته شد در همان فاصله جناب اقاي موسوي جهت اطلاع حضرتعالي مي گويم هفت قطعنامه شوراي حكام عليه ما صادر شد درحاليكه عقب نشيني مطلق بود ، قطعنامه شوراي حكام به لحاظ حقوقي بسيار مهمتر از قطعنامه شوراي امنيت است شوراي امنيت قطعنامه اش سياسي است اعتبار حقوقي ندارد اما شوراي حكام قطعنامه اش حقوقي است ما را ملزم مي كند كه كارهايي را انجام بدهيم ، تمام ادعاهاي اژانس در شش سرفصل دردوره اين دولت حل و فصل شد و ما نامه اش را از اژانس داريم كه گفتند مسايل اساسي ما حل شده است در وسط اين بحث ها امريكاييها يك ادعايي كردند انها دارند اين را دنبال مي كنند كه ما هيچوقت انرا به رسميت نشناختيم در سعد اباد در بروكسل در پاريس چه گذشت جناب اقاي موسوي امروز ما هسته اي شده ايم براي سه تا سانتريفيوژ صورت مذاكرات را شما بخوانيد چقدر ازاين طرف خواهش مي شود امروز بيش از هفت هزار سانتريفيوژ دارد مي چرخد اقاي بوش بعد از اين همه همكاري در افغانستان ودر موضوع هسته اي اعلام كرد ايران محور شرارت است تعجب مي كنيم انجا ابروي ايران نرفت ايران را تهديد كرد به حمله نظامي اما امروز چه، همان اقاي بوش دراواخر عمر حكومتش اعلام كرد ما دنبال براندازي ايران نيستيم واقاي اوباما هم به صراحت اعلام كرد.

احمدي نژاد گفت: 27سال در دوره جنابعالي، جناب آقاي هاشمي و جناب آقاي خاتمي، آمريكا به دنبال براندازي بود. امروز آمريكا رسما اعلام مي كند كه ما به دنبال براندازي نيستيم.

كدام سياست خارجي موفق بوده وكدام ذلت آفريده است. كدام سياست خارجي استقلال ما را حفظ كرده و كدام بيشتر امتياز داده و دستاوردي نداشته است.

15 سال اروپاييان مي گفتند ، ما مي خواهيم گفت وگوي انتقادي كنيم با ايران .هرروز مي آمدند و مي گفتند كه آقا ايران حقوق بشر را رعايت نمي كند.

بنده دو تا سوال كردم راجع به هولو كاست . دوتا سوال تمام نظام حقوق بشر غربي براثر آن زير سوال رفته است. آنها دارند فرياد مي زنند . من تعجب مي كنم . اسراييليان فرياد مي زنند . غربيها هم فرياد مي زنند . بعضي دوستان هم مي گويند آبروي ايران رفت . چطورآبروي ايران رفت. ما كه نبايد بنشينيم دشمن بيايد درخانه ما . بعد شروع كنيم با او مواجه بشويم.

امروز تهديد براي هميشه از ايران برطرف شده است . البته همه اينها به همت ملت بزرگ . ايستادگي ملت بزرگ . فداكاري ملت بزرگ. رهبري عزيز و عنايات حضرت ولي عصر عليه سلام بوده است.

من تعجب مي كنم . آقاي موسوي بد نيست يك سفرخارج از كشور بروند و ببينند كه دولتها وملتها چگونه ازايشان استقبال مي كنند.

در دوره خود ايشان، ايشان چندتا مسافرت خارج ازكشور رفت. آن موقع ايران سرافكنده بود يا الان ، البته نمي خواهم بگويم كه آن موقع ايران سرافكنده بود خير آن موقع هم عزيز بوديم ولي ازديد قدرتهاي بزرگ نه.

اگرنگاه جنابعالي (آقاي موسوي ) اين است كه ما بايد سعي كنيم چهارتا قدرت بزرگ را راضي كنيم ، اين برخلاف نظر امام ، برخلاف منطق و استقلال ماست .

اما اگر نه ما بايد با توده هاي وسيع ملتها و دولتها ارتباط داشته باشيم. در چهارسال بيش از 60 رييس دولت به ايران سفركرده است .درهيچ دوره اي سابقه نداشته است.ما عزيز نيستيم. 118 عضو جنبش عدم تعهد از برنامه هسته اي ما حمايت كرد.

من حالا اينجا مي خواهم بگويم، جناب آقاي موسوي سوال مي كنم ازشما كه درزمان آقاي هاشمي تورم شد 5/49درصد، 49ميليارد دلار استقراض خارجي كرديم . بحران هاي اجتماعي بسياري از شهرهاي بزرگ مارا در برگرفت و عده زيادي كشته شدند ، شما احساس نگراني نكرديد؟ وقتي كه تحريم شد و 20 ميليون دلارآقاي كلينتون گذاشت مبني براينكه هرشركتي كه بالاي 20ميليون دلار با ايران قرارداد نفتي ببندد، تورم شد 5/49درصد شما(چرا ) نگران نشديد ؟

وقتي كه جريان برانداز در 18تير شروع كرد ومي خواست تهران را بگيرد و حركت كند به سمت مركز حكومت و علنا هم اطلاعيه دادند و از بيرون ازكشور هم حمايت شدند وبه قول خودشان مي خواستند انقلاب مخملي را راه بيندازند شما (چرا ) نگران كشورنشديد؟

مجري برنامه خطاب به احمدي نژاد : آقاي احمدي نژاد اگر ممكن است كوتاه ، وقت تان گذشت ...

احمدي نژاد خطاب به ميرحسين موسوي گفت: شما نگران نشديد . امروز (به من) مي گوييد چرا گفته ايد هولوكاست. من ازشما سوال مي كنم چرا نبايد بگوييم هولوكاست.

ما بايد بنشينيم و اروپاييان بيايند راجع به حقوق بشرما حرف بزنند يا ما بايد بگوييم شما آزادي نداريد. استعمار داريد مي كنيد . ملتها را داريد خفه مي كنيد. سياست خارجي اين دولت ، سياست برآمده از متن مردم . متن خط امام و عزت آفرين است . مي بينيد . چطورشد كه آنها عقب نشيني نكردند . امروز مساله هسته اي ايران در دنيا مساله دست دهم شده است.

درحاليكه كه يك روزي اينجا به ما گفتند ،خط قرمز را بگذاريد شوراي امنيت . خب شوراي امنيت هم رفت . عبوركرديم . چكاركردند. تحريم كردند. الان چكارمي توانند بكنند. اصلا مگر مي شود از موضع نرمش در برابر مستكبرين ايستاد.

درهمين تهران،آقاي موسوي مقاله نوشتند ،دوران امام ،شما سكوت كرديد . دولت وقت از آن مقاله نويس حمايت كرد. شما سكوت كرديد . شما نگران شديد؟. من به شما علاقه مندم ولي نمي توانم ازاتهامات بي اساسي كه به ملت زده مي شود يا توهين هايي كه به ملت مي شود از اينها بگذريم .

ميرحسين موسوي گفت: صحبت از خط امام شد . من جا دارد كه يك خاطره اي از حضرت امام دراينجا نقل بكنم. يك موقعي اسراييلي ها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و درداخل كشور همه به اين اتفاق رسيدند كه ما بايد نيرو بفرستيم و به اصطلاح اسراييلها را بيرون كنيم و كنار لبنانيها بجنگيم.

آن موقع شهيد همت هم قرارشد كه رييس لشكرهايي باشد كه قراربود بفرستند. نيروهايي را هم پيشاپيش اعزام كردند كه درلبنان بررسي كننند اين نيروها بايد دركجا مستقربشوند.

آن شبي كه فردايش قراربود نيروها فرستاده بشود. بياد دارم كه جلسه روساي سه قوه بود و شهيد هميت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند كه خيراست اين بحث و بعد گفتند كه امام فرمودند راه قدس از كربلا مي گذرد يعني شما بپردازيد به جنگتان. چكارداريد به لبنان كه نيرو بفرستيد به آنجا . راه قدس ازكربلا بگذرد. حالا ما بحث مان برسراين قضيه است.ما مي گوييم كه نظام تصميم گرفت كه بگويد.براي اينكه با هنجارهاي بين المللي سازگار باشد ولي هدف خودش را دنبال كند درمورد اسراييل فقط اين حرف گفته بشود كه ما موافق اين هستيم كه همه مردم فلسطين جمع بشوند . حتي آناني كه بيرون از كشور مهاجرت كرده اند.

اينها هركس يك راي .اعم ازيهودي ، مسلمان ومسيحي راي بدهند و سرنوشت خودشان را خودشان تعيين بكنند. اين نيز بطور كامل با هنجارهاي بين المللي سازگاراست . جاهاي ديگر هم عمل شد. بعد ازجنگهاي استعماري .

ما وقتي كه به اجتهاد خودمان و بنا به تندروي خودمان . افراط گري خودمان. درموقعيتي كه 20سال است اين شعار به همين شكل داده مي شود . ما مي آ'ييم از اين فراتر مي رويم خوب همينجاست كه مصيبت ايجاد مي شود.به عوض اينكه اسراييل را منزوي بكنيم آمده ايم او را بيشتردرمعرض مظلوميت قرارمي دهيم . درهمين دوربان در سويس ، مساله اي كه ايجاد شد اروپاييان بعد ازكشتار غزه درمقابل اسراييل بودند داشتند قطعنامه صادرمي كردند و موضع داشتند. آنهم بخاطر موضعگيري واشتباه ما و آن لطماتي كه حيثيت ما خورد . همه شان پشت اسراييل بازهم جمع شدند.

آيپك كه بزرگترين نهاد صهيونيستي درآمريكاست وجود اين سياست را براي خودش نعمت مي شمرد. ما حالا داريم همين را مي گوييم كه براساس همين چيزي كه مي گويند نبايد خيال بافي بكنيم درمورد مسايل جهاني . واقع بينانه بايد عمل بكنيم. با تدبير بايد عمل بكنيم. مشكلي كه بنده دارم برسر چيزهاي دراز مدت نيست بلكه برسريك سري روشهاي اجرايي معمول است.

ببينيد آيا وزارت خارجه و مامورين حساس ما و آنهايي كه آگاه هستند ونيروهاي متفكر ما هستند چه در دانشگاه، چه درخود وزارت خارجه اين مساله را تاييد نمي كنند و نظير اين را ما يكي دوتا نداريم.

ببينيد، بنده يك بحثي كردم، توي همين تبليغات انتخاباتي هم گفته ام در هرزمينه اي با هرروشي كه باشد اگر ما افراط داشته باشيم به دنبالش تفريط داريم .

براي مثال، ما مي آييم اين صحبت تند (هولوكاست ) را راجع به اسراييل مي كنيم يعني هولوكاست را مطرح مي كنيم بدون اينكه به فايده وهزينه آخرش فكري بكنيم مبني براينكه آيا اين ما را به نتايج خودمان مي تواند نزديك بكند يا نه.

نتيجه اش اين مي شود كه يك وقتي مشاهد مي شود اوضاع بد شد معاون ما مي آيد و مي گويد ما دوست مردم اسراييل هستيم. آن درمقابل اين است. يعني آن افراط اين تفريط را هم مي آورد كه او تصور بكند كه ما دوست هستيم.

ازاين موضع هم دست برنمي دارد ،مگراينكه يك تشري به او آمده باشد مبني براينكه ايشان عقب نشيني بكند. آنوقت چگونه مردمي كه غاصب هستند و تمام سرزمينهاي فلسطين را گرفته اند و ما يكباره دوست آنها مي شويم . من مي گويم كه اين اظهارنظر درمقابل افراطي است كه ما درآنجا كرديم.

حالا شبيه اين را ما درمورد مسايل سياسي واقتصادي هم داريم كه كم نيست و حالا من قصد ندارم كه راجع به خليج فارس يا به كشورهاي ديگر رفتن صحبت كنم كه هركدام براي ما هزينه هاي سنگيني را به دنبال داشت.

موسوي گفت:صرف اينكه ما صحبت بكنيم و بگوييم كه اينها اثري نداشته مسايل را حل نمي كند مردم ما اثرات اين سياست ها را مي چشند

عدم امنيت ذهني خودشان را در اقتصاد و صنعت ، در مبادله اي كه با جهان دارند در بي اعتبار شدن گذرنامه هايشان، در سطح بين المللي تحقير شدن ايراني ها درسراسر دنيا درك مي كنند، ايا يك دولت درمقابل اين مسئله ايراني و ايرانيت براي خودش يك مسوليت دارد يا ندارد.

من مي گويم كه دولت بسيار بي اعتنا به اين نوع مسايلي است كه مربوط به رنج و درد و مشكل مردم است واقعا من دلم براي مردم مي سوزد با اين سياست هايي كه ما داريم و اين بلاهايي كه سرشان مي اوريم ازاين طريق اين افراط كاري هايي كه ما داريم و اينها را من بر مي گردم به آن ديد اول كه متاسفانه در سياست خارجي ماست .

بعد مسايل ديگري كه مطرح شد، اقاي هاشمي گفتم مرد بزرگي است امام هم راجع به ايشان صحبت كرده بود، نقاط ضعف وقدرتش را ايشان مي تواند صحبت بكند ولي نبايد ديگري، يك كمي سن من هم زياد است. تو عالم سياست قبل از انقلاب و بعد از انقلاب هم بودم مردم يك كمي فكر دارند ما براي اينكه بگوييم خيلي تنها مانديم سه تا دوره را بهم پيوند بدهند اين كه سه تا طرز فكر است.

براي اينكه ما درمقابل اين طرز فكر قرارداريم خوب مردم اين را نمي پذيرد چرا اصلا ما اين بحث را مي كنيم خوب اقاي خاتمي كه آدم كمي هم نيست ، ادم سياسي مطرح در سطح كشور هست ، هشت سال هم رييس جمهوري بوده ' اقاي هاشمي هم همينطور ايشان مجال صحبت و گفت وگو با انها را دارند مي توانند در راديو تلويزيون اين صحبت ها را برقرار كنند ماشالله صدا و سيماهم كه در اخيتار دوستان هست بطور ظاهر مي توانند دعوت كنند در يك ميز گردي با انها صحبت بكنند مسايل را حل كنند چه ربطي به عقايد بنده دارد بنده مي گويم اين سياست خارجي شما باعث شده كه كشور لطمه وحيثيت ما لطمه بييند و اين شير غران ايراني را در بند بكند هم سياست خارجي واقتصادي شما ، برمي گردم به يك مسئله ديگر در رابطه با همبستگي ملي ما چه كار داريم مي كنيم چه بلايي سردانشگاهايمان و محيط هاي جوانان و مردم اورديم كه بنده هرجا مي روم اعتراض است هرجا مي روم مي گويند به ما اهانت شده است.اين دانشجو را ستاره دار كرديم آنرا دستگير كرديم ان يكي را دستگير كرديم آنرا از دانشگاه بيرون كرديم.

بنده يك روشنفكر هم هستم، فردي مي ايد پانزده بار كتابش چاپ شده ،مجوز از همين دولت گرفته در چاپ شانزدهم جلويش را مي گيرند آخر دولت حيثيتي دارد ،نظام ما حيثيتي دارد هر دولتي بايد مقيد باشد به آن امضاها وحرف هايي كه مي زند سر حرفش بايد بايستد الان شما خود مردم ، خود انتشاراتي ها مي دانند اين انتشاراتي ها در اين چهار سال چند تا بودند به چند تا رسيدند و چند هزار تا كم شدند چه مشكلاتي دارند.

ببينيد يك كارهايي مي شود كه واقعا دردناك است و آدم را اذيت مي كند بالاخره همه ما يك هويت اسلامي ايراني داريم ، انساني هستيم، شما فكر كنيد يك كتاب فروش بدبخت و بيچاره اي كه با زور يك بيست جلد كتاب چاپ كرده كافي است كه وزارت ارشاد چهارتا از اين كتابها را درحبس نگه دارد درچاپ دوم و سومش ورشكست مي شود همينطور كه دارند ورشكست مي شوند خوب اين در مقابل نظام قرار مي گيرد علت اينكه اين همه هنرمند در مقابل دولت هستند براي چيست ، بنده اعتقاد دارم كه هنرمندان خيلي سياسي نيستند و در سياست روز اصلا وارد نمي شوند اما به تنگ امده اند، مشكل پيدا كرده اند در سطح ملي به دليل همين سياستها وحالا خود روحانيت هم از يك طرف ديگر رابطه دولت با روحانيت را ما مي بينيم كه به چه شكل است، مرجعيت چگونه با دولت روبرو مي شود وتوهين هايي كه در اموزش و پرورش به پيامبر اسلام شد چه واكنش نشان داديم تمام اينها يك نوع بدبيني نسبت به دولت ايجاد كرده خوب من مي گويم آيا دولت نشسته و فكر كرده كه چرا رابطه اش با روحانيت خراب شده چرا رابطه اش با روشنفكران از بين رفته چرا باجوانان ارتباط خودش را ازدست داده ، بنده هرجا كه مي روم چندي نفري شعار مي دهند و جلسه را بهم مي زنند و سروكله مي زنند وتحريك مي كنند، بقيه شعار عليه اين نوع سياست ها مي دهند.

حالا در رابطه با سياست داخلي بنده اين را بازتر خواهم كرد كه يكي از كارهايي كه دولت مي كند بنظرم برخلاف نص صريح فرمان هشت ماده اي حضرت امام است. دولت مردم را خودي و غير خودي مي كند اين را بخودش جذب مي كند و آن يكي را خلاف سليقه خودش مي داند آنرا از اين جدا مي كند .

مجري: آقاي موسوي 21 دقيقه صحبت كردند و آقاي احمدي نژاد 23 دقيقه.

اقاي احمدي نژاد بفرماييد.

احمدي ن‍ژاد گفت: خيلي ممنونم از اقاي موسوي اجازه بدهيد باز آن حرفم را تكرار كنم. اقاي موسوي من بعضي وقتها دلم مي سوزد يك اطلاعاتي را شما مطرح مي كنيد كه مي دانم از روي بي اطلاعي است.

من يك موردش را باز مي كنم براي اينكه معلوم بشود كه اطلاعات شما ازكجاست. دانشجويان ستاره دار ، اين ستاره دار از كجا درآمد كه اقاي موسوي امروز مي كوبد در كله اين دولت و استنادش هم به حرف يك عده اي است كه من نمي دانم اين عده كي هستند .

موضوع ستاره دار در زمان اقاي معين درست شد سال 80 يعني زمان دوست جناب اقاي موسوي كه امروز هم حمايت مي كند از اقاي موسوي آنها امدند از كارشناسي ارشد دربرابر قبولي ها يك ستاره مي زدند يك ستاره يعني شما دراموزش مشكل داريد، پرونده كم است نقص دارد برو بر طرف كن، دو ستاره يعني شما يك مشكلي دركميته انضباطي داشتيد تخلفي داشتيد مراعات كنيد اين در زمان جناب اقاي معين وضع شد درهمان سال اول اين دولت منتفي شد ما نفي كرديم گفتيم اين توهين به دانشجو ست وزير علوم ما اين را برداشت ان وقت جالب است اقاي موسوي بجاي اينكه به دوستانش انتقادبكند به ما انتقاد مي كند .

من واقعا متاسفم چطور اينجور شما قاطع قضاوت مي كنيد .شما مي رويد دور شما جمع مي شوند ما هم مي رويم مردم جمع مي شوند حرف مي زنند ديروز بنده در مشهد بودم اين چند صد هزار ادم اينها مردم اين مملكت نيستند .چرا شما خيال مي كنيد انها كه براي شما جمع مي شوند فقط ادم هستند و مردم ايران هستند اتفاقا شما داريد مردم را جدا مي كنيد شما داريد ، اينها را نگاه كنيد من اينها را اوردم براي اينكه مشاهده كنيدشما فرموديد كتاب بله بنده باشما هم نظرم نامه هم نوشته ام به وزير ارشاد تذكر هم دادم امارهاي ما هم نشان مي دهد نسبت به دوره اقاي هاشمي و خاتمي ما كمترين ميزان را داشتيم ازنظر كنترل من ان را هم قبول ندارم البته نامه مكتوب من خطاب به وزير ارشاد هست .

اما جناب اقاي موسوي جنابعالي هشت سال نخست وزير بوديد تنها يك روزنامه منتقد وجود داشت انهم ازسال 64 راه افتاد، كه هفته اي يك يا دو نقد اقتصادي برشما مي نوشت كه امار ارقامي كه من اينجا دارم الان ان نقد ها را تاييد مي كند كه خواهم گفت .

چه فضايي شما برايش درست كرديد خود جنابعالي چند بار عليه ان يك روزنامه صحبت كرديد. من متن سخنراني شما را دارم خواهش مي كنم مراجعه كنيد حافظه تاريخي نبايد از دست برود كه جنابعالي گفتيد كه شما در خط دشمنيد. شما داريد ضد انقلابي عمل مي كنيد. شما داريد ضربه به كشور مي زنيد درحاليكه ان گزارشي كه ان روزنامه نقد كرده بود گزارشي بود از برنامه وبودجه خود جنابعالي ،امده بود رفته بود در كميسيون كشاورزي مجلس يكي ازافرادي كه مرتبط بود ان را گرفته بود يك نقدي رويش نوشته بود .

اينقدر فشار اورديد تا بخشي از ان نقدها تعطيل شد اما اينها را ببينيد اينها چهار سال تيتر توهين هايي است كه به من ودولت شده است ، تهمت ها بنده اين ها را تحمل كردم شما در سخنرانيهايتان بنده را به ديكتاتوري متهم كرديد اين ديكتاتوري كدام ديكتاتوري است زمان اقاي هاشمي هم همينطور بود اينكه شما مي گوييد باهم مقايسه نكنيد اتفاقا بايد مقايسه كنم زمان اقاي هاشمي يك روزنامه منتقد من كاري به مواضع ان روزنامه ها ندارم شخص رييس دولت بارها عليه ان روزنامه موضعگيري كردتا بالاخره صدايش را انداخت در زمان اقاي خاتمي هم كه معلوم بود كسي مگر مي توانست يك كلمه انتقاد كند همان علمايي كه جنابعالي مي فرماييد يكي شان يك اظهار نظر كرد كاريكاتورش را كشيدند كه ما بعدا ديگر نداشتيم كه عليه علما كسي كاريكاتور بكشند.

احمدي نژاد گفت:باز براي اينكه جنابعالي بدانيد ، يك دانشياردانشگاه ما ، پژوهشگر نمونه كشور ما عليه سياستهاي پژوهشي يك مقاله نوشت . آنچنان مديريت دانشگاه اورا له كرد . توهين كرد. يك عده اي را راه انداخت .. مرگ براو مرگ براو ...

حالا اينكه من مي گويم،آقاي موسوي،آقاي هاشمي و آقاي خاتمي حرف درستي است.

شما سخنراني دخترآقاي هاشمي درجلسه اي كه همسرشما وجناب آقاي خاتمي هم حضور دارند را ببينيد. ايشان قشنگ تشريح مي كند و مي گويد : دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است. دراين دولت آسيب ديده است . ما آقاي موسوي را مي خواهيم براي اينكه استمرار همان راه است. يعني اشرافيتي كه جناب آقاي هاشمي دراين كشور پايه گذاري كرد ، قرار است ادامه پيدا بكند.

الان نگراني . آقاي موسوي مردم هم مي دانند . جنابعالي فرموديد افتخارمي كنيد به حمايت آقاي هاشمي . معنايش چيست. بالاخره يك معنايي دارد.باور ما اين است كه صحنه گردان اصلي آقاي هاشمي است.

بالاخره ما مي بينيم رييس ستاد انتخاباتي چه كسي است واينها كجا مي روند وجلسه مي گذارند و چگونه ارتباطاتشان را برقرار مي كنند.

شما نفرماييد كه ارتباطي نيست. مگر مي توانيم چشمان را ببنديد مگرملت مي تواند چشم خود را ببندد.اين حلقه ها چه شده است.

دراين دولت چه خبراست ؟ اينها فقط تيترهاست.320هزارتيتر توهين آميز عليه دولت. ما نه يك روزنامه اي را بستيم. نه فشارآورديم. هنوز هم دارند مي نويسند و به حمايت ازشما عليه ما بدتردارند مي نويسند.

بحث هاي فراواني كرديد شما عليه اين دولت. ما مي خواهيم مقايسه اي داشته باشيم بين سه دولت كه يادمان نرود چه بود درسه دولت . امروزچي شده است . شما فرموديد رابطه با روحانيت. شما بالاخره چند بار رفتيد پيش مراجع . عددش را بگوييد كه بنده ومردم هم بدانيم. رابطه اين دولت با علما رابطه بسيارخوبي است. شما چه ادعايي مي كنيد. معنايش حريت نيست. نقض حريت نيست . رابطه رابطه بسيارخوبي است ولي من تعجب مي كنم . كساني كه نگاهشان و نظرشان را نسبت به مسايل اصلي وفكري بيان نكرده اند چطورمي روند روي اين مسايل جزيي انگشت مي گذارند و مي خواهند نتيجه كلي بگيرند. شما دولت را به بي قانوني و ديكتاتوري متهم كرديد. دوره خودتان را يادتان هست، جنابعالي آقاي موسوي . بر خلاف قانون اساسي آن حداقل اختيارات رييس جمهوري را با فضا سازي سياسي از او گرفتيد.

شما بايد وزيران خودتان را مي برديد رييس جمهور تاييد بكند. براي اينكه اختلاف نظرداشتيد كاري كرديد امام وارد شد و امام يك گروهي را گذاشت براي اينكه وزرا تعيين بشوند. يعني عملا اختيار رييس جمهور از دست رفت.

دربين نمايندگان مجلس كسي آيا جرئت داشت عليه شما حرف بزند. يادتان هست كه دوستانتان چه كردند. يكبار نمايندگان به شما راي منفي دادند. راي هم مخفي بود. اسامي اينها را رفتند استخراج كردند، اعلام كردند . اينقدرعليه اينها اسلام آمريكايي ، اسلام آمريكايي گفتند كه بعضي ازاينها اصلا خانه نشين شدند.اين فضاي تحمل. دولت بعدي هم همان است.

شما مي گوييد نظر نظام آن بوده است . خوب الان نظرنظام اين است . شما چرا خودتان را جاي نظام مي نشانيد. بنده موضع گيري كردم عليه ماجراي هولوكاست . رهبري هم تاييد كرد. ملت هم تاييد كردند. كي هست اينجا توي نظام كه مي گوييد نظام تصميم ديگري گرفته است. اگر از ديد مردم صحبت مي كنيد . بالاخره مردم درشرايط مختلف مواضع خودشان را اعلام كردند . شما دولت را به بي قانوني متهم كرديد. من نمي خواهم وارد اين بشوم كه 95 ميليارد تومان ازحساب بانك مركزي دردولت شما بدون مصوبه مجلس برداشته شد . درتعطيلات تابستان وقتي مجلس آمديد دعوايي دركشور درست شد.

مجري برنامه : آقاي احمدي نژاد وقت شما تمام است.

احمدي نژاد : ده دقيقه تمام است ؟ پس يك جمله را اجازه مي دهيد بگويم .

احمدي نژاد خطاب به موسوي گفت:من مي خواهم يك مقدار راجع به اين مدارك دانشگاهي صحبت كنم . شما آقاي خاتمي را دكتر خطاب كرديد. مي دانيد طبق مقررات ما كسي مي تواند خطاب دكتر بشود كه دكتراي قطعي دانشگاهي داشته باشد يا حداقل امتحان جامع را گذرانده باشد . ايشان ليسانس فلسفه است، محترم هستند. اما بالاخره شما بيان كرديد. آيا من مي توانم راجع به پرونده آموزشي يك خانم صحبت كنم . بگويم؟

مجري : آقاي احمدي نژاد وقت شما تمام شد.

احمدي نژاد : دوربعد صحبت كنم .

مجري : بله . دوربعد . خيلي متشكرم.

ميرحسين موسوي گفت: بنده مي خواهم بگويم يكي ازمشكلاتي كه دركشور ما الان هست شبيه همين روشي است كه الان دراين صحنه با آن روبرو هستيم . مثل پرونده سازي . دنبال يك واژه هايي گشتن. مثلا مسايلي مثل وزير كشور و دولت را داريم كه اگررييس دولت نمي دانسته كه اين فوق ديپلم هست و خودش را دكتر جا زاده خوب اين نشان مي دهد كه ضعف اطلاعات داشته است و اگر فكر مي كرده دارد و... خوب آن يك معناي ديگري دارد كه خداي نكرده ذهنم نمي خواهد آنجا برود و بعد ما مي آييم براساس اين هم درمقابل مجلس قرارمي گيريم، هم درمقابل مردم قرارمي گيريم و يا پايان نامه هاي دانشجويان را به عنوان خلاف كاري قلمداد مي كنيم. بعد همين فرد را آنقدر مورد اعتماد خودمان قرارمي دهيم كه برخلاف قانون يك معامله چند ده ميليارد دلاري ، موقعي كه ايشان وزير كشوراست دردفتر ايشان مشغول مذاكره و گفت وگو مي شود كه مسايل آن درروزنامه ها مطرح شد .

بعدا نوبت به يك معاون ديگر ايشان رسيد. يك روز من از جلوي وزارتخانه رد مي شدم ، رفتم دوستم را ببينم ديدم كه اينها مشغول مذاكره با رييس فلان كمپاني هستند و من هم وارد بحث شدم.

خوب تمام اينها نوعي از ظن را در جامعه ايجاد مي كند كه خيلي ناراحت كننده است ويكي از دلايل اين مشكلاتي كه دولت فعلي پيدا كرده همين نوع رفتارهاست . بعد وقتي كه مقاومت هم كارسازي ندارد بعد يك وزير ديگر مطرح مي شود كه هنوز پرونده اي دارد در رابطه با اردبيل. خودش يك محل سوال است واين ثروت چند صد ميليارد توماني . بعد در حساسترين پست گماشته مي شود برخلاف خط و روشي كه حضرت امام ترسيم كرده بود كه وزيران را از بين چه كساني انتخاب بكنيد.

حالا من خيلي سريع برمي گردم به همان چيزي كه ايشان به عنوان قانون گريزي به آن اشاره كردند. بله ، يكي ازدلايل اصلي حرفهاي من هم همين است . چرا كه بنده معتقدم كه اسبتداد صغير به دليل پشت كردن به قانون پيش َ'آمده است . بنابراين عادت دادن مردم مقدمه اش اينجور شد كه مي شود قانون را شكست.

رضا خان دراين كشور موقعي روي كارآمد كه مردم را بتدريج عادت دادند به اينكه قوانيني كه مجلس مي گذراند براساس هرچيزي، حالا حقوق بشر بگيريم و...، پشت سرگذارده شد. بنابراين من اينجا موارد بسيارسنگين وزيادي دارم مبني براينكه دولت نه يك مورد نه دومورد، بلكه بارها بطور علني در مقابل قانون ايستاده است و اين بودكه من واقعا احساس خوف كردم.

بنده نمي خواهم بگويم كه ايشان خداي ناخواسته مي خواهد خودش ديكتاتور باشد ولي فرض بكنيد كه هشت سال يك دولتي بيايد واين قانون را رد بكند و بگويد خوشم نمي آيد. آن يكي را دوست ندارم. آن يكي به نفع كشورنيست .آن يكي اختيارات مرا محدود مي كند.

خوب درآنصورت چي دركشور باقي ماند ، اگر همه مردم كرخت بشوند وعادت كنندكه براي مدت هشت سال قانون اجرا نشود.

موسوي گفت: هشت سال ما در كشور طوري عمل كنيم كه رييس دولت و دولت قوانين را پشت سر خودشان بيندازند خوب بعد از هشت سال من نمي گويم دراين دولت يك فراز و نشيبي بشود يا كسي درصحنه ازهمين حس استفاده بكند.

بنده اينجا به خودداري از اجراي برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اشاره كنم ، بنده نمي دانم كه دولت مي تواند كه با يك قانون اينطور رفتار بكندخوب يك قانون ديگري را بايد جانشين بكند و ببرد مجلس و تصويب بكند تا بتواند از ان بگذرد.

انحلال غير قانوني شوراي عالي و خودداري از اجراي مصوبه مجلس وهمچنين مصوبه تشيخص مصلحت، دولت پايش را دريك كفس كرده كه من اجرا نمي كنم دوست ندارم حالا هزاربهانه مي اورد من فكر نمي كنم از مجمع تشخيص مصلحت ما ديگر مرجعي بالاتر داشته باشيم كه راي رهبر انقلاب هم پشت ان هست و حتي انقدر مهم است كه براساس مصلحت مي تواند از مشكلاتي كه شرعي داريم فراتر برود وانجا همه تصويب كردند، مصوب شد كه هيجده تا از اين شوراهايي كه دولت منحل كرده به جاي اساسي خودش برگردد و دولت هنوز هم كه هنوز هست اين را اجرا نكرده يكي شوراي پول واعتبار است بنده به مردم مي گويم كه اين تورم 25 درصدي يك دليلش همين عدم برگزاري شوراي پول واعتبار است يك دليلش اين هست كه دولت مي خواهد تمام اين اختيارات بانكها و تمام موسسات زير دست خودش باشد كسي دخالت نكند، نماينده دادستاني نباشد، نماينده بخشهاي مختلف نباشد نماينده بخش خصوصي نباشد خوب نتيجه اش اين تورم واين وضعيت اقتصادي مي شود كه همه دادشان بالا است، صنعت درحال خوابيدن ، تورم 25درصد واين نتيجه اش است ونقدينگي دو ونيم برابر وضعيتي است از زمانيكه دوستان دولت را در اختيار گرفتند ، هزينه كردن غيرقانوني از بودجه عمومي كه بنده نمي خواهم اين مسئله را بگويم ،مي گويم به صورتجلسات مجلس نگاه كنيد و گزارش ديوان محاسبات عمومي كه يكي از مهمترين سازمان هاي نظارتي كشور است .

انحلال سازمان برنامه و بودجه كه مستندات قانوني آن هست بنده دراين زمينه حساسيت دارم دليلش اين است كه من حسي داشتم زمان مسووليت خودم كه يك عده اي ممكن است با برنامه مخالف باشند يك عده از اول انقلاب با برنامه مخالف بودن مي گفتم شما بخدا توكل كنيد بالا نعمت خدا مي ريزد بر سرشان اصلاخوششان نمي امد مي خواستند تك روي كنند.

به همين دليل احساس خطر ، بنده در مجلس بازبيني قانون اساسي سخنگوي بخش كميسيون اجرايي بودم مسئله امور استخدامي و برنامه و بودجه مخصوصا پيشنهاد بنده است كه در قانون اساسي ما بيايد جالب اينجاست تنها سازمانهايي است كه در قانون اساسي امده ، خوب دوستان امدند اين را منحل كردند وتبديل كردن به يك معاونتي كه يقينا هيچگونه اختياراتي نمي تواند داشته باشد.

زير پا گذاشتن قانون ماليات مستقيم اگر لازم باشد جزيياتش را بنده بخوانم ودستور توقف اجراي قانون ماليات برارزش افزوده كه اصلا دراختيار دولت نيست كه چنين كاري انجام بدهد .

عدم اجراي قانون مديريت خدمات كشوري ، من ليستي مي خوانم و مراحل بعدي ممكن است دانه دانه بگويم، الحاق غيرقانوني سازمان حج وزيارت به سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري ،وقتي رهبري دخالت كردن اين مسئله برگشت آن هم بصورت صريح درصورتي كه مشخص بود اين كار غير قانوني است ونمي بايد صورت بگيرد.

بي اعتنايي آشكاربه احكام قانون دادگاهها، بنده يك موردي دارم ، وزير علوم درمقابل ديوان عدالت اداري كه حكم داده و صريح مي گويد اصلا اين كار را نكند اما افتخار مي كند و مي گويد كه من به اين رييس دانشگاه كه فردي انقلابي و جانباز بود گفتم در صورت اخراج نيز با ورود اين متخلف به دانشگاه مخالفت كند و در مورد اين موضوع رسانه ها به حمايت ازرييس دانشگاه نپرداختند. بعد اينجا گفته شده چطور شده چند بار گفته شده كه وضعيت اين استاد چه هست ايشان صريحا اين نامه را نوشته خوب ايشان ممكن است با اين فرد مخالف باشد برود از راههاي قانوني راه حل پيدا كند كه نباشد در انجا ولي بي اعتنايي اشكار به مدرك جعلي اقاي كردان و حمايت و نقض اشكار قانون ممنوعيت تصدي بيش از شغل است

من فكر مي كنم كه دوستان عوض اينكه بروند پرونده سازي كنند وچيزهايي كه جواب دارد دنبال اين مسايل بروند بهتر است، بروند دنبال حل مسايلي كه مشكلات كشور را حل بكنند وكشور را نجات بدهد از بحرانهايي كه هست بنده واقعا صادقانه و بدون هيج نوع شيله وپيله يكي ازدلايل اصلي يكي ازمهمترين انگيزه هاي من از ورود به صحنه انتخابات همين مسايل گريز از قانون بوده، مي خواهم به مردم اين را بگويم كه اگر دولت چند بار نه يكبار گويد اشتباه كردم ولي دايم اين را روش ادامه دهد از جايي كه با سليقه اش مخالف است درمقابل قانوني كه مجلس تصويب كرده آن هم مجلسي كه تا اندازه زيادي با خود اين رييس جمهوري كاملا همسو است بايستد بعد از يك مدتي مردم به اين مسئله حساسيت خودشان را از دست مي دهند ايا اجساس خطر براي كشور نمي كنند ايا كشور روي پاي خودش مي ماند؟

مجري : اقاي موسوي 30 دقيقه و 51 ثانيه صحبت كردند و آقاي احمدي نژاد 34دقيقه و17 ثانيه.

احمدي نژاد گفت :من بايد دوباره تكرار كنم آن جمله قبلي را درباره قضاوت هاي جناب اقاي موسوي ، اين دولت قانون را زير پا گذاشته، شما استنادتان فقط به يك مصوبه مجلس است آن هم قانون شوراهاست، شوراي نگهبان مي گويد اين خلاف قانون اساسي است مجمع تشخيص مي پذيرد اگر شما مي خواهيد قانون را اجرا كنيد و واقعا معترضيد شما دو خط بنويسيد به ديوان عدالت اداري ما قانون داريم كه اگر دولت برخلاف قانون عمل كرد مي ايد باطل مي كند.

بگذاريد دوتا عدد بدهم .

مجري : اقاي احمدي نژاد شما 8 دقيقه بيشتر فرصت نداريد.

احمدي نژاد شما ادامه بدهيد سه تا چهار ساعت بگذاريد بالاخره آقايون دارند همه باهم حمله مي كنند و مي زنند، 45 دقيقه فرصت مي دهيد سه نفر در برابر يك نفر ،اشكال ندارد.

طبق اسنادي كه ما داريم در دولت قبل تعداد مصوباتي كه باطل شده است 303 تا است در دولت ما 157 تا ، مصوباتي كه ا ز ما توسط ديوان عدالت اداري باطل شده 3/2درصد و دولت قبل شش ونيم درصد ، كي بيشتر تابع قانون است و اصلاحاتي كه ما انجام داديم درايرادات مجلس بيشترين است اتفاقا ما داريم عين ان قانون مصوب مجمع را اجرا مي كنيم شما با دو تا حقوقدان صحبت كنيد توجيه مي كنند شما را اگر فكر مي كنيد واقعا ما داريم نقض قانون مي كنيم يك يادداشت مي دهيد ديوان عدالت اداري اين قانون اساسي ماست هركس هرجايي بود اين را باطل مي كند و الا اينكه در فلان جا اين اتفاق افتاد بله يك كشور بزرگي است در گوشه و كنار در دوره شما مگر كم از اين اتفاقات افتاد ما دنبال پرونده سازي هستيم .

ماجراي كردان به اين ترتيب است كه دردهه هشتاد يعي ازسال 70 به بعد اتفاقا در دوره اقاي هاشمي كه حامي جناب اقاي موسوي است يك موجي درمديران درست شد كه همه مي خواستند دكترا بگيرند دانشگاه ازاد هم پشت قضيه بود دكترا صادر كرد پشت سر هم يك موج درست شد كردان هم يكي مثل همان ها ، من در مجلس گفتم اين جور مدارك را من ارزشي برايش قايل نيستم استاد دانشگاه دكترا بايد كسي باشد شب نخوابي كشيده باشد زحمت كشيده باشد اين همه افراد دركشور دارند زحمت مي كشند براي درس من گفتم هيچكدام ازاينها را قبول ندارم ، مي شود فهرست را بياوريم چقدر از ادم ها دوره اقاي هاشمي وموسوي همينطور رفتند دكتراي قلابي گرفتند اقاي كردان هم يكي اش حالا يك دانه را روش انگشت گذاشتند. من در مجلس گفتم اين را قبول ندارم مدرك را بگذاريد كنار عملكرد ايشان را بياوريد راجع به يك كس ديگر كه مي گويند صدها ميليارد من نمي دانم واقعا يك كسي بوده فرمانده لشكر بعد در دوره اقاي هاشمي و اقاي خاتمي رفته در كار اقتصاد پولدار شده زماني كه پولدار بود من بهش گفتم بگذار كنار بيا تو دولت امد اما جناب اقاي موسوي بسياري ازمديران شما و اقاي هاشمي با دست خالي آمدند و با يك امتياز دلار هفت توماني و با واردات و صادرات ميلياردر شدند.

احمدي نژاد گفت:اقاي صفايي فراهاني مدير دولت شماست از دولت شما پولدار شده فهرست بلندي است من نمي خواهم اينجا اسم ببرم شما مي گوييد ميليادر شدند، پسرهاي اقاي هاشمي چكار مي كنند در كشور كدام يك از وزراي بنده در دوره وزارتشان ميلياردرشدند يا رانتي را خوردند يا ملكي را گرفتند.

من فهرستي دارم از زمين هايي كه مديران گرفتند برايتان بخوانم 40 هكتار، 50 هكتار، 80 هكتار و 400 هكتار در دوره واگذاري بيشترين مشكلات ما دركارگاهها براي واگذاريهاي دوره قبل از اين دولت است كي گرفته كساني كه الان دارند از جنابعالي حمايت مي كنند اين هزينه سنگين تبليغاتي شما ازكجا مي آيد.

آقاي موسوي من دوست دارم شما را ، اين چه نحوه هزينه كردن است از كجا مي ايد. يك مورد رشت الكتريك بدون هيچ مزايده اي دادند به دوستان جناب اقاي كرباسچي ، همسر اقاي كرباسچي و همسر اقاي قبه ، كارخانه را از بيخ تراشيدن زمينش را بفروشند و دهها مورد اينطور ، 400 هكتار زمين در هرمزگان گرفتند مردم براي دو هكتار و چهار تا جوان بتوانند بروند سركار لنگند.

بي قانوني اينهاست جناب اقاي موسوي استات اويل بي قانوني است كه طرف مي ايد اينجا محاكمه مي شود و محكوم مي شود از زندان فراري داده مي شود و مي رود خارج و تهش پسر اقاي هاشمي است .

بي قانوني در پسران بعضي از همين اقاياني است كه امروز از شما حمايت مي كنند .پسر اقاي ناطق چطوري ميلياردر شد خود ، اقاي ناطق چطوري دارد زندگي مي كند اينها حاميان شما هستند بي قانوني انهاست جناب اقاي موسوي ما قانون را نمي پذيريم؟ يك مورد هم نمي توانيد بياوريد. من اينجا پرونده اي دارم براي يك خانم شما مي شناسيد در تبليغات انتخاباتي كنار شما مي نشيند،برخلاف همه قوانين كشور همزمان كه كارمند بوده دو تا رشته فوق ليسانس خوانده در دانشگاه ازاد دكترا گرفته بدون كنكور و بعد در رشته غير مرتبط دانشيار شده استاديار شده بدون اينكه شرايطش را داشته باشد رييس دانشگاه شده اينها بي قانوني است .

من با اينها مخالفم من مي گويم با رانت بازي و باند بازي و ا ين جور چيزهايي كه يك عده ببرند بقيه محروم باشند من با اينها مخالفم جناب اقاي موسوي نه با قانون، بنده تابع قانونم ودولت ما قانون مدارترين است ، من وارد آمار نشدم براي اينكه درهمين دوره اي كه مي گويد اقتصاد ضربه خورده بهترين وضعيت اقتصاد نسبت به قبل است نسبت به دوره شما كه عالي است نسبت به قبلي ها هم ، اينجا گزارش هست دقيق ، اماري است كه منتشر شده اما من سواال مي كنم گزينش ها را امام در زمان چه كسي منحل كرد در زمان ما يا زمان شما . يك خاطره عرضم تمام ، اقاي مهندس نقره كار باجناق جنابعالي دعوت كرد، رفتيم جزو تجديد نظر گزينش پرونده هايي را مي دادند به ما يك دختر خانمي امد بهش مي گويند فلان سوال را جواب بده اگرجواب مي داد مي گفتند خيلي مسلط بود باطل اگر جواب نمي داد مي نوشتند ، اين ها را من ديدم با چشم خودم فرمان هشت ماده اي براي جنابعالي صادر شد نه براي اين دولت شما بگوييد چقدر آن را اجرا كرديد.

مجري : اقاي موسوي بفرماييد ، 12 دقيقه وقت داريد.

موسوي گفت:خوب صحبت هاي مختلفي مي كنند كه واقعا من نمي دانم چطوري مي خواهند جواب بدهند يكي از مشكلات صحبت كردن با اقاي احمدي نژاد هست يك چيزهايي است كه يك كمي غير عادي وغيره منتظره است، ايشان مي گويد شما به ديوان عدالت اداري نامه بنويسيد فلان مصوبه را لغو كند ( احمدي نژاد شما ادعا مي كنيد غير قانوني بوده ) موسوي وقت من را نگيريد ، ببينيد همين روحيه شما كه الان خود صدا و سيما هم مي دانند كه كي ها هستند تو رجانيوز در اينجا هستند ما مي دانيم چطوري اينجا عمل مي كنند، مي گويند چيزي بنويسيد ديوان عدالت اداري ايا راه برخورد با مجلس يا مجمع تشخيص مصلحت اين است جايي كه ريش سفيدهاي نظام انجا نشسته اند جايي كه پشت سرش مشروعيتش را از كل قانون اساسي و رهبري مي گيرد ايا به اين ترتيب مسئله كشور را مي شود اداره كرد من مي ترسم مشكل هم سر همين قضاياست در يك چيزهايي كه بين هست طوري عمل بكنيم ، طوري حرف بزنيم كه اول برويم به سمت اشتباه و اينجا مي خواهيم اصلاح كنيم همين است كه منجر به ديكتاتوري مي شود ايشان مي گويد چرا مي گويند من ديكتاتور هستم من نگفتم ديكتاتور هستيد ولي اين روش قطعا به ديكتاتوري مي انجامد كه شما راي خودتان را به جمع مجمع تشخيص مصلحت بتوانيد ارجحيت بدهيد و از راي مجلس هم بالاتر بدانيد.

بحث اسامي را بردند ما فكر مي كنيم واقعا شايسته يك مسوول دولت نيست كه كساني را كه محكوم نشده اند در قوه قضاييه نام انها مطرح شود، اين جرم است ما اينجا نام ببريم بدون اينكه قدرت دفاع از خودشان داشته باشند شما يك افرادي را داريد مورد حمله قرار مي دهيد كه دراين صحنه حضور ندارند و آن را قاطي سرنوشت بنده مي كنيد، ظاهرا چيزي ازبنده نداشتيد امديد حالا وصل كرديد من را به دو دولت قبل ، من بدون اينكه بخواهم از انها دفاع بكنم واقعا به انها حق مي دهم كه ازدست شما عصباني باشند مردمي كه اين صحنه را نگاه مي كنند اين را نپذيرند از رييس جمهورشان كه يك شهروند را شما فكر نمي كنيد كه اقاي هاشمي چكاركرده دراين مملكت يا خاتمي چكاركرده رييس جمهور بودند كي بودن ولي شما بعنوان يك شهروند هم بايد به ايشان حق بدهيد در جايي كه نمي توانند از خودشان دفاع بكنند در يك جمع 50 ميليوني كه حداقل امروز مردم دارند اين صحنه را نگاه مي كنند شما متهم مي كنيد ، اسم خانواده شان را مي بريد، بچه ها يشان را نام مي بريد كسان ديگري را نام مي بريد بنده مي گويم قوه قضاييه حكمتش اين است و اقاي احمدي نژاد اينك مي گويم بدانيد قوه قضاييه در جهان معنايش اين است وقتي كسي را محكوم مي كند يعني بقيه ملت بري هستند اين اصل اسلامي است شما از اول كار خودتان شروع كرديد گفتن كه هزاران مفسد دراين كشور است پرونده را مي خواهم باز كنم اسامي را مي خواهم نام ببرم رييس بانك پارسيان رابرداشتيد لجن مالش كرديد بعد مشاورخودتان كرديد وديگران را همينطور خوب اينها گناه دارد ما مسلمان هستيم ما متدين هستيم ما به خدااعتقاد داريم نمي توانيم افراد را همينطور نام ببريم و متهمشان بكنيم.

در مورد واگذاري هكتاري ، اگر اين كار را كرده اند خيلي كار بد وغلطي بوده اما چه ربطي به بنده دارد شما مي گوييد چرا از من حمايت مي كنند بنده گفتم هرشهروند يك ستاد ، مثل بعضي دوستاني كه بنرهايشان همه سطح جهان را پوشانده و از تمام امكانات دولتي استفاده مي كنند از ادارات و از خود وزارت كشور استفاده مي كنند از صدا وسيما استفاده مي كنند بنده استفاده نكردم در انجا را باز كرديم روي همه ، هسته خيلي سالمي داريم كه يك نفر راجع به ان هسته نمي تواند حرف بزند افراد بسيار وارسته بسيار معتقد و مومن درانجا هستند اگر بودن الان شما نام مي برديد شما روحيه تان اينطوري هست انها را معكوس مي كرديد ولي نيستند آنها ادم هاي وارسته اي هستند درها را باز گذاشتيم هركه از ما حمايت مي كند، استقبال مي كنيم هيچ دليلي ندارد كه استقبال نكنيم ازهمه ملت استقبال مي كنيم كه از بنده حمايت بكنند راي بدهند تا تغيير ايجادبكنيم بنده اين را گفتم الان هم مي گويم به همه مردم مي گويم اگر بخواهيد اين فضا عوض بشود اينجوري راحت ديگران را معكوس بكنند ،ايشان جلوي بنده عكس خانم بنده را مي گيرد كه اين را اينجوري كردن اينجوري كردن ايشان مهمترين روشنفكر زن اين كشور هست ده سال براي دكتراي علوم سياسي زحمت كشيده سندهايش هست مداركش هست ، سايت هاي مرتبط با شما برگشتن عليه ايشان جوسازي كردند، ايشان قرآن پژوه است بله ايشان افتخارش اين است كه فوق ليسانس رشته هنر هم دارد دكتراي علوم سياسي هم فوق ليسانس علوم سياسي هم دارد.

شما ببينيد آن موقعي كه كنكور بوده براي دانشگاه ازاد برويد ان را بررسي كنيد بنده خبر دارم و متاسفانه يكي از دلايل مشكلات دولت همين است، معاون اجرايي اقاي رييس جمهور بجاي اينكه مشغول حل مشكلات مردم باشد مشغول رفتن و سركشي به اين پرونده و ان پرونده به انجا و اينجاست كه يك چيزي بسازنند كه به درد امشب بخورد.

ميرحسين موسوي گفت:بنده آمده ام كه اين روحيه را عوض مي كنم . آن چيزي كه درفرمان هشت ماده اي حضرت امام هست برخلاف اين روحيه است وبنده اين حالت پرونده سازي ، سياه كردن برنامه ها ، سياه كردن داشجويان وامثال اينها را عوض مي كنم.

ايشان مي گويد ، ستاره كردن كارزمان آقاي معين بوده است. خوب كاري ندارم اگرايشان هم اين كار را كرده باز كار بدي كرده است ولي بنظر نمي رسد كه اينجور به آدم ها گيرداده باشند.

براي وارد شدن به اين دوراز انتخابات من هيچ انگيزه اي نداشتم.درمدت چهارسال دولت فعلي هم من هيچ سخني نگفتم . فقط ديدم شما داريد كشور را به خطرمي اندازيد. بنده دربرنامه هاي ديگر مسايل اقتصادي را مطرح خواهم كرد كه با چه روشي شما كشور را داريد اداره مي كنيد . براي مثال همين عدم تشكيل شوراي پول واعتبار، عملا بانكها را تبديل به حيات خلوت شما كرده است . من مي گويم اين سياست قجري است. مگرحكم قجري يا حاج ميرزا آقا آغاسي چكار مي كرده است. يك خزانه داشته است . دستش را مي كرد توي اين به اين تخصيص مي داده به آن تخصيص مي داده است.

آقا شوراي پول واعتبار براي اين است كه شما را محدود بكند، بنده را محدود بكند. سازمان برنامه مديريت وبرنامه ريزي براي اين است كه نگذارد شما هرجور دلت خواست هزينه بكنيد . بيايد و از شما حساب كشي بكند. كه در نتيجه اين چيزي كه ديوان محاسبات ما مي گويد، پولها گم شد يا به خزانه ريخته نشد. چندهزار تخلف شد. اين مسايل نبايد پيش بيايد . خوب اين به صلاح همه ما هست. به صلاح شما هم هست به صلاح همه ملت ماست . شما اين كار را نكرديد.

ببينيد ، بحث بنده از روي دلسوزي است. رسما از روي طرح مشكلي است كه اگر ادامه پيدا بكند و اگر بقيه ابعادش را هم بشكافم خواهيم ديد كه همين مسايلي چون بيكاري ، تورم واعتياد و بد فرهنگي هم نتيجه و ناشي از اين سياستهاست و شكست ما درسياست خارجي هم همين مساله است و بالاخره اينكه اگر مي بينيم درسطح منطقه يك كشور دوست نزديك نداريم باز هم ناشي ازهمين قضيه است وتماما برمي گردد به اين چيزهايي كه من درچارچوب همان طرحي كه گفتم و دوباره براي شما مي خوانم، ببينيد كه آيا مسايل اثر دارد يا ندارد.

بنده چهار، پنج تا ويژگي هايي كه دراين نوع مديريت وجود دارد و ما را به اين بن بستها مي كشاند را براي شما مطرح كردم . به هرحال مي ارزد دراين چهاردقيقه باقيمانده ازوقتم عنوان بكنم . ولي چون آقاي احمدي نژاد ما را مجبوركرد چيزهايي بگويم كه خوش نداشتم دراين جا مطرح بكنم.

به هرحال يك مديريت هيجاني بي ثبات، نمايشي و شعاري . خيال بافي و خرافه گرايي . ما مرتب داريم مي شنويم كه اسراييل درحال فروپاشي است. خوب براساس اين ما سياست خارجي تدوين مي كنيم . خوب معلومه كه به بيراهه مي رويم . معلومه كه اشتباه مي كنيم و اين خود محوري و قانون گريزي است .

خوب آدمي كه قانون محور نباشد گرفتار قانون گريزي مي شود. بنابراين اگر آدم قانون محور نباشد از قانون فرار مي كند. دوست هم ندارد قانون را . اما آدم قانون محور مي رود و از راه قانوني مسئله را حلش مي كند. حتي اگر قانون را هم دوست نداشته باشد.

درمورد اين روزمرگي ها و سطحي نگري ها و سايراين مسايل وبويژه آن افراط وتفريط هايي كه اينها دراين چهارسال گذشته به ملت ما خسارت زده و لطمه زده بعد صحبت خواهم كرد. اما حالا پيام خودم را به مردم مي دهم مبني براينكه از مردم بوده ام و به مردم برمي گردم . مسلما مردم دراين باره قضاوت خواهند كرد مي توانند راجع به اين دوره هم قضاوت بكنند. دراين زمينه مي توانند ببينند كه رويه ها و سياست ها چگونه است و براين اساس آنها مي توانند واقعا تصميم بگيرند. اين بود كه من اين را براي كشور خطرناك ديدم و از روي احساس وظيفه آمدم.

درپايان من ازهمه مردم تشكرمي كنم و مردم را به ارزش ها دعوت مي كنم . مردم را خوار كردن و براي يك نامه به دنبال ماشين خود كشيدن به عنوان اينكه ما سياست رو در رو با مردم داريم . اين روش كار نيست .

براي مردم بايد توليد ايجاد كنيم. كارايجاد بكنيم . توليد ملي وصنعت خودمان را تقويت بكنيم تا شاهد برخي نابسامانيها نباشيم. مثلا محصول همدان سير است اما مردم آنجا مي گويند از وقتي كه سير چيني وارد شده نمي توانيم سير بكاريم، نبايد شاهد اين نابساماني باشيم.

+ نوشته شده در  88/03/16ساعت   توسط پیشوا  | 

مناظره ی احمدی نژاد و موسوی

انتخابات امسال برای من که در حداقلی از یکی از ستادهای انتخاباتی حضور داشتم و از نزدیک و فی‌الفور با خبرها و شایعات روبرو می‌شدم شگفتی‌ها بسیار داشت. شما در قلب تبلیغات یک ستاد انتخاباتی که باشید فرصت برای نومیدی بسیار و برای جوگیر شدن فراوان دارید. این است که تجربه‌ی چندین باره پر و خالی شدن از هیجان را هم تجربه می‌کنید. اما لختی که فرصت فراهم می‌شود و سکوت می‌رسد و عقل میان‌داری می‌کند، نکات بسیاری هم روشن می‌شود که همین تجربه‌ی عالی رو-در-رو مرا بس.

شاید روزی بنشینم و یکی یکی برای دوستان شرح بدهم که مثلاً چگونه فروپاشی یک‌باره‌ی کاخ اخلاق مدرن و مدعی چاووشی خوان آن را دیدم و از بوی عفن و ناخوشایند اضمحلال آن دو سه روزی سردرد داشتم. میرحسین موسوی در این انتخابات یک جمله یاد من داد: همیشه در پی هر افراطی، تفریط هم می‌آید. این جمله‌ی حکیمانه را وقتی درک کردم که گریبان چاک زدن‌های مدعی پر سر و صدای اخلاق و معنویت در روزگار مدرن را می‌دیدم که سال‌هاست اگر چه با تمام اختلاف نظرهایی که با او داشتم؛ وی را مرد اخلاقی می‌پنداشتم. این حداقل هم از من گرفته شد. صد حیف! روزگاری به ناحق کسی را کتک زدند و من فکر می‌کردم وی به بیت حافظ ایمان دارد که: به تیغم گر کُشد دست‌اش نگیرم - وگر تیرم زند منّت پذیرم. گمان برده بودم که وی همچو مولوی که سال‌هاست با هر مطلب و سخن‌رانی‌اش بیتی را به فراخور از او یاد می‌کند بر لطف و بر قهر معشوق، به جِّد عاشق است. هر چند که کم هم ننالیده بود اما دیگر پاچه‌گیری را دوست نداشتم از او ببینم که دیدم و فکر کردم چه خوب که مجالی برای او نیز پیدا شد تا تمام بغض‌هایی که در دل نهفته و انبار بود را بیرون بریزد. برایم معلوم شد که بیست سال گوشه‌گیری میرحسین اگر چه از او مردی که کم‌تر در دید و منظر مردمان برآمده ساخته اما به‌جایش انسانی ساخته تا بی هیچ سر و صدایی در خصوص اخلاق و مدارا امروزه با افتخار بر بر تخت منزلت مهرورزی و اخلاق‌گرایی تکیه کند و نجابت به خرج دهد. و العاقل یکفی الاشاره. این تنها یکی از تنویرهای انتخاباتی بود و مجال ذکر دیگران‌اش نیست.

این روزها همه مشغول بحث در خصوص مناظره‌ی دیشب هستند؛ شما چه‌طور؟ راست‌اش بعد از دیدن مناظره‌ی دیشب با دوستان ستاد، ابتدای امر کلی غم و ادبار گریبان‌گیرمان شد. من فقط مانده بودم از این همه کرامت نفس میرحسین که چرا یک‌بار از شخص آقای خمینی به عنوان تایید کننده‌ی تمامی اقدامات دولت خود نام‌نبرد تا تمامی دروغ‌های مردک را خاتمه ببخشد. میرحسین به سادگی می‌توانست از تمامی دول قبلی فقط با ذکر این جمله که تمامی اقدامات دولت‌ها مورد تایید رهبر وقت بودند و علی الخصوص دولت خود وی که تحت نظر آقای خمینی بود دفاع کند و تمام بحث را به سود خود پایان دهد، اما او تنها نگاه کرد تا زقیب مشت‌های‌اش را وحشیانه بکوباند و خالی شود. بعد با دوستان که آمدیم بیرون تا از نزدیک شاهد تاثیر این مناظره بر مردم باشیم، جماعتی را دیدیم هیجان زده که تمام بزرگراه صدر تا پارک وی و از آفریقا به بالا را عنان از کف داده چون نامزد مورد حمایت‌شان غریو شادی سر داده بودند. غم داشتم و با رفقا بحث می‌کردم که چرا موسوی با همان استدلال که ذکرش رفت به جنگ احمدی‌نژاد که شرارت و دروغ‌گویی را یک‌جا در چهره‌اش می‌توانستی بخوانی نرفت و این واقعیت اعظم را در دل هیجان‌های شبانه درک نمی‌کردم که موسوی برای من انبانی سترگ از اخلاق را بر جای گذاشت که خواهم گفت.

استدلال من این بود که تلویزیون برای جا خوش کردن در دل مردمانی که مخاطبان همیشگی این رسانه هستند فرصت مناسبی بود و این فرصت را مهندس سوزانده. و گر نه برای من که خیلی وقت است دست از دیدن این رسانه‌ی میلی شستم فرقی نمی‌کرد اصلاً مناظره‌ای برگزار شود یا نه. من خواه ناخواه به یکی از دو نامزد اصلاح‌طلب رای می‌دادم و بر این امر هم مصر بودم. پس مناظره‌ای که می‌توانست جور دیگری رقم بخورد یا نشان دادن فیلم تبلیغاتی که از دید قشری که من در آن قرار دارم ناامید کننده باشد تاثیری روی من نوعی نخواهد گذاشت. درد من از تاثیر این رسانه‌ی نا-ملّی بر توده بود که نگون‌بختانه هنوز بسار تحت تاثیر جوسازی‌های مضحک آن قرار می‌گیرند. اما وقتی که از قیل و قال‌های مناظره برکنار شدم، چند استدلال قوی یافتم که برنده‌ی واقعی این مناظره را موسوی بدانم چه ظاهری و چه باطنی و حتی برای این برداشت در آن‌چه دیشب دیدم قرینه‌هایی هم در مردمان عادی یافتم.

ساعت حدود دو یا سه بامداد بود که با دوستان در جلوی یک آژانس شبانه روزی مسافربری خداحافظی کردم تا به خانه بیایم. تا نشستم راننده که جوانی جا افتاده بود پرسید: به کدام نامزد رای می‌دهی؟ گفتم: موسوی. گفت: من مناظره را ندیدم و از خستگی خوابم برد اما شنیدم که موسوی خیلی با ادب جواب می‌داد و احمدی‌نژاد نه! به او گفتم: خوشحالم که مردم هنوز فرق با ادب و بی‌ادب را می‌فهمند و باور دارند. گفتگوی دیشب چه بخواهیم و چه نخواهیم و از دید عامه هم که نگاه کنیم، دو قطب داشت [گویا این تقدیر ما ایرانی‌هاست که همواره میان دو امر خیر و شر سرگردان باشیم!]. یکی با بیرحمی، با دغل و دروغ، با انکار حقیقت‌های مسلم برای ادامه‌ی سیطره بر قدرت که به خودی خود هم به زعم من از منفورترین اشتغال‌هاست می‌کوشید و دیگری با نگاهی آرام و ساده و صمیمی و گاه که از آمارها تعجب می‌کرد عاقل اندر سفیه به معنای واقعی کلمه، تلاش می‌کرد تا به مخاطبانی که دل‌خوش به دستاوردهای این دولت‌اند حالی کند این همه جز دروغ و ریا چیزی نیست. بحث را اگر بخواهم از این منظر پی بگیرم سخن بسیار است. کوتاه این‌که انجام مناظره با فرار به جلو و انداختن توپ در زمین دیگری اگر چه شیوه‌ای‌ست برای پیروز جلوه دادن آن اما مسلماً از هرچه پر باشد از اخلاق تهی‌ست. بحث ناسزا و تهمت‌زنی بدون حضور طرف‌های مورد ادعا هم که جای بحث و جدل ندارد و میرحسین هم به آن اشاره کرد. برای تک تک جملات احمدی‌نژاد می‌توان پرونده ساخت. هم حقوقی و هم اخلاقی. می‌توان در صحت و سقم تمام حرف‌های او به راحتی شک کرد و از او بازخواست کرد تا ببینیم با آن همه کاغذ و دفتر و دستک که با خود آورده بود می‌تواند بدون هوچی‌گری با طعم مظلومیت نمایی و مثل یک انسان بالغ پاسخ قانع کننده بدهد یا خیر.

اما از تمام این حرف‌ها و بحث‌ها که بگذریم یک نکته برای من همچون سوالی بزرگ قرار دارد. فرض را بر این می‌گذاریم که تهمت‌های ناشیانه و دروغ‌های احمدی‌‌نژاد به دولت‌های قبلی همگی درست و واقعی باشد. من پرسش می‌کنم اصولاً تکیه‌گاه احمدی‌نژاد برای کشیدن خط بطلان بر تمامی دست‌آوردهای ۲۶ سال گذشته چیست یا کیست؟ تمام دولت‌های پیشین توسط رهبران وقت و علی‌الخصوص دولت میرحسین توسط شخص رهبر فقید مورد تایید قرار داشتند. نفی تام و تمام آن‌ها به معنی خاصی تعبیر می‌شود و آن این‌که رهبران ایران در ۲۰سال از ۲۶ سال قبل از دولت نهم اشتباه می‌کردند و خدای نکرده انسان‌هایی سفیه بودند که گرگانی چون خاتمی و هاشمی و موسوی تا توانستند بدی کردند و شخص رهبر نظام فقط نشسته بود و تایید می‌کرد. تکلیف دوران آقای خمینی که معلوم است. ایشان اصولاً انسانی با قوت رای خاص خود بود که هیچ یک از دولت‌مردان معاصر ایران از آن بهره نداشتند. او فردی کاریزماتیک برای عامه و مسلح به قوه‌ی تیزبینی خاص سیاسی به همراه ابزار فقه بود که در کنار آن‌ها استقلال رای وی در تمامی عرصه‌ها همچنان زبان‌زد خاص و عام است و اصولاً در زمان وی اشرافیت بر تمامی مواضع سیاسی و اجتماعی دولت چنان بود که نمونه‌ی دیگری برای آن متصور نیست. شرایط انقلابی تاره متولد شده نیز بر این حساسیت‌ها هم صحه می‌گذاشت و هم باعث می‌شد تا این حساسیت‌ها از سوی دیگر نهادهای ناظر تشدید شود. کاری به رفتارهای غیز معقول و رادیکال در تمامی دوران‌های پس از انقلاب از هر کس و ناکسی ندارم اما شیوه‌ی رهبری در ایران به صورتی بوده است که رهبری در هر صورت خود را از مناسبات سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی و تا حدی هنری برکنار نمی‌داند و خود را مجاز می‌شمارد تا عندالزوم با تذکر و حتی با حکم حکومتی به لغو یک عمل‌کرد دولتی و قضایی بپردازد. پس با این حساب جواب به سوالی که توسط احمدی‌نژاد ایجاد شده از سوی رهبر کنونی به عنوان کسی که در طی ۲۰ سال گذشته همواره به تایید اساس و حتی تشویق شخص رییس جمهور به عنوان عاملیت اصلی تمامی حرکات و سکنات دولتی خصوصاً در زمان آقای هاشمی می‌پرداخت، در اذهان باقی می‌ماند و پرونده‌ایست مفتوح و ما بی‌صبرانه منتظر شنیدن آن هستیم.

بگذریم! این مناظره برای ابد باقی خواهد ماند تا به وقتش تاریخ تصمیم خود را بگیرد و پیروز واقعی آن را مشخص کند.

بر گرفته  از وبلاگ:http://blog.1saoshyant.com/?p=1041&cpage=1#comment-2251

 

+ نوشته شده در  88/03/16ساعت   توسط پیشوا  | 

لغو گزارش سفر کروبی

با سلام

به دلیلی عدم انکار هولوکاست (نفی رژیم صهیوینیستی) توسط مهدی کروبی(دبیرکل حزب اعتماد ملّی)  گزارش تفصیلی سفر آقای کروبی به شهرستان خرمدره پست نخواهد شد و این وبلاگ به طوررسمی مخالفت خود با انتخاب مهدی کروبی را اعلام می کند.

از این پس این وبلاگ هیچ حمایت و تبلیغاتی از آقای کروبی نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  88/02/08ساعت   توسط پیشوا  | 

سفر کروبی به شهرستان خرمدره

مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملّی طی سفری به شهرستان خرمدره خواهان حضور حداکثری مردم در انتخابات شد.

گزارش تفضیلی این سفر را در پست آینده خواهید دید.

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت   توسط پیشوا  | 

معرفی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری

با سلام و درود بر شما بازدیدکنندگان گرامی که تا کنون با ما در راه وطن پرستی همراه بوده اید.

خلاف پستهای پیشین که به معرفی هیتلر و نازیسم وشبهه زدایی از نئونازیسم پرداختیم این بار قصد دارم که به مسائل داخلی ایران عزیزمان بپردازم پس با ما همراه باشید.

مسئله ی امروز انتخابات ریاست جمهوری ایران است که به معرفی کاندیداهای انتخابات و نقد واقعی و به دور از غرض آن ها خواهیم پرداخت تا هنگامی که رای خود را در صندوق می اندازید این رای آگاهانه و از روی بینش باشد نه از روی احساس.

1-میر حسین موسوی: این فرد که تا الآن کاندیداتوریش به طور علنی اعلام نشده و هنوز در شک و تردید آمدن یا نیامدن به سر می برد از قدیمی های انقلاب و آخرین نخست وزیر ایران در دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای است. در زمان جنگ که ایران درگیر جنگی ویرانگر و سرنوشت ساز بود حقیقتا با پایمردی افرادی مانند میر حسین موسوی بود که ایران سربلند شد. در دورانی که نفت ایران بشکه ای 5 دلار (پنج دلار) معامله می شد و تازه بعضی کشورها نفت ایران را هم نمی خریدند میرحسین با نقشه هایی دقیق و حساب شده توانست بودجه ی لازم برای ادامه ی جنگ و در حقیقت حیات کشور را فراهم آورد و ارزاق عمومی را هم هر چند کم یا متوسط ولی با قیمت ارزان در اختیار مردم قرار دهد. میر حسین از طرفی حمایت قشر قدیمی و آشنا به مسائل جنگ را دارد و از طرفی از حمایت روحانیت نیز برخوردار است. میر حسین در زمینه سازندگی کشور سابقه ی خوبی دارد ولی در زمینه ی اقتصاد آزاد کارنامه ی خوبی ندارد ودر زمانی که می توانست در سال های دهه ی 60 اقتصاد را خصوصی و از به وجود آمدن مشکلات اقتصادی فعلی جلوگیری کند این کار را نکرد و به اقتصاد دولتی روی آورد که آخر و عاقبت جالبی نداشته و ندارد. از طرفی او در زمینه ی سیاست خارجی، نیز فردی تندرو محسوب می شود که رابطه با آمریکا را تقبیح می کند ودر همان سال های دهه 60 از ازسرگیری روابط ایران و آمریکا جلوگیری کرد.

2- محمود احمدی نژاد : کاندیدای احتمالا واحد اصول گرایان. محمود احمدی نژاد که از سال 84 قدرت را در دست گرفته تا حدود خوبی بین عامه ی مردم و به خصوص روستاییان محوبیت پیدا کرده است. احمدی نژاد که از راستی های تقریبا تندرو به حساب می آید با وعده ی بهبود معیشت مردم توانست رای مردم را در انتخابات به خود اختصاص دهد ولی در واقع برنامه ها و شعارهای او نبود که باعث پیروزی او در انتخابات شد بلکه عامل اصلی انتخاب او همانا عدم اقبال عمومی مردم از رقیب او یعنی هاشمی رفسنجانی بود!! در دوران احمدی نژاد روزنامه هایی نظیر شرق و... توقیف شدند و در واقع منقدان اصلی و واقعی دولت خانه نشین شدند!(یادش به خیر!)، در مورد طرح های اقتصادی احمدی نژاد هم می توان گفت که اصل طرح ها بسیار عالی هستند ولی روش اجرا و اهداف بسیار با عملکرد پیش بینی شده تفاوت دارد!ادر مورد سیاست خارجه احمدی نژاد هم تنها می توانم بگویم که من به شخصه سیاست خارجی مبنی بر منت کشی دولتش را دوست ندارم. در میان کاندیداها رقیبان اصلی خاتمی و احمدی نژاد خواهند بود.در دوران او واردات ایران چه از نظر حجمی و چه از نظر ارزشی بیشتر شد.همچنین دولت احمدی نژاد تبحر بسیاری در دور زدن قوانین و علی الخصوص مجلس دارد!به طوری که هرچقدر برای جلوگیری از کاری به دولت او فشار بیاورند او سرانجام کار خودش را می کند!!!!از دیگر مشکلاتی که در دولت او وجود دارد عدم ثبات وزیران و مدیران ارشد و همچنین نبود برنامه ریزی است که داد همه کارشناسان را در آورده است ( مانند منحل کردن سازمان برنامه ریزی! ) از ویژگی های مثبت او نیز می توان به صداقت و عملکرد خالصانه ی شخص او برای مردم نام برد.(من به شخصه او را به دلیل این که آدم پاکی است بسیار دوست دارم!)

در کل در مورد او می توان گفت که آدم خوبی است ولی قدرت و ابزار لازم برای اجرا را ندارد و دور و بر او را افراد بعضا مغرضی شلوغ کرده اند.

3- محمدرضا خاتمی : انصراف داد!

4- مهدی کروبی: دبیر کل حزب اعتماد ملّی.از چپی های سنتی. او که فردی روحانی نیز هست در انتخابات دوره ی قبل از اصلاح طلبان جدا و حزب اعتماد ملی را تشکیل داد. او پس از انتخابات دوره ی قبل گفت که اگر یک شب را نخوابیده بود الان رئیس جمهور ایران بود!او نیز به طرح تحول اقتصادی مانند احمدی نژاد و بنده اعتقاد دارد.او از طرفی پشتیبانی راستی های میانه رو و چپی های سنتی را دارد که برخی از احزاب دیگر نیز از او پشتیبانی می کنند.من به شخصه او را فردی روشن فکر می دانم که زحمات بسیاری برای ایران و اصلاحات کشیده ولی تاکنون به حقش نرسیده است.

پیش بینی بنده از انتخابات این دوره:به احتمال 90 درصد اصول گرایان بر سر احمدی نژاد به اجماع خواهند رسید.وبه احتمال بالای 50 درصد کروبی نیز از انتخابات کنار خواهد کشید و تنها گزینه ی واحد اصلاح طلبان یا چپی ها میرحسین موسوی خواهد بود.در صورتی که اصلاح طلبان بتوانند بر روی یک نفر اجماع کنند و برای او تبلیغات منسجم و مناسبی را پپیش بینی کنند شانس پیروزیشان 70 بر 30 خواهد بود.(در صورتی که اتفاقاتی نظیر تقلب، کنار کشیدن و.... پیش نیاید).

نتیجه گیری1 : رای خودتان را به هرکسی که خواستید بدهید ولی هرگز صلاح کشور را فدای نفع شخصی خودتان نکنید.

نتیجه گیری 2 ! : تا کنون ایران رئیس جمهور اقتصاددان و سیاست مدار واقعی به نظر برخی نداشته و همه افرادی که در بالا در موردشان توضیح شاید سیاستمدار بودند ولی هرگز اقتصاددان نبودند!

نتیجه گیری 3: از ماست که برماست!

+ نوشته شده در  88/01/20ساعت   توسط پیشوا  | 

خاتمی از شرکت در انتخابات انصراف داد

خاتمی به دلیل فشار های سنگین وارده از داخل کشور از حضور در انتخابات انصراف داد!

همین و بس!

+ نوشته شده در  88/01/08ساعت   توسط پیشوا  | 

روزنامه ی کیهان خاتمی را تهدید به ترور کرد!

کردگار

سلام! راستشو بخواهید امروز می خواستم یک مطلب دیگه ای بنویسم ولی اتفاقی افتاده که منو مجبور به نوشتن این پست کرده است. پس این پست جنجالی و حساس را حتما بخوانید.!!!!!!!!

چند روزه پیش که اتفاقی چشمم به روزنامه ی کیهان افتاد تیتری دیدم که به صلاحیت عقلی نویسنده و مدیرمسئول روزنامه ی کیهان شک کردم!حالا فکر می کنید تیتر چی بود:«خاتمی به انتخابات نیاید اگر بیاید به سرنوشت بی نظیر بوتو  دچار می شود»!!!!!

حالا سوال من این است که مگر آقای خاتمی چه کرده اند که باید این بلا سرشان بیاید و دوم و مهم تر هم این است که روزنامه ی کیهان و شخص شریعتمداری ( مدیر مسئول کیهان) به چه حقی این حرف را می زنند.؟ مگر آن ها شورای نگهبان قانون اساسی هستند یا مجلس شورای اسلامی؟ گستاخی تا به این جا که مردم را در روز روشن علنا تهدید به ترور کنیم؟ آخر در کجای قانون مطبوعات آمده است که روزنامه ها می توانند مردم و اشخاص را تهدید به ترور کنند؟ آقای شریعتمداری روی سخنم با شما است مگر شما نعوذ به الله خدا هستید که در مورد اجل انسان ها تصمیم می گیرد یا مگر شما شخص خاصی هستید که این گونه درمورد افراد و در واقع انتخابات در روزنامه تان مطالب بی ارزش و تهدید آمیز این چنینی چاپ می کنید؟ در کدام قانون به شما اجازه داده شده است که این گونه عمل کنید؟ من تا امروز فکر می کردم که شما هم مانند مابقی همکاران محترمتان پیرو راه شهدا هستید ولی گویا شهدا به آن دنیا رفتند که شما قدرت بیابی و این چنین صحبت کنی؟ راه شهدا کدام راه است؟جز راه استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود؟ شما با این کاری که کردید توهینی علنی به تمام شهدا و علاوه بر آن بزرگواران به امام خمینی (ره) رهبر فقید انقلاب اسلامی کردید. امام این گونه انقلابی را خواستار بود که زبان زبان تهدید و زور باشد؟ اگر شما نمی توانی با دشمن فرضی خودت صلح کنی حق این را هم نداری که برداری بی دلیل افراد را متهم و تهدید به ترور کنی!

آقای شریعتمداری شما با این مطلبی که چاپ کردید آب به آسیای دشمن ریختی چرا که فردا آن ها روزنامه ی شما را برمیدارند و به تمام دنیا نشان می دهند و می گویند که ایرانی این جوری است و تروریست است و…… و البته حق هم دارند! چون مطلب شما عینا تروریست است.

آقای شریعتمداری! شما روی اسامه بن لادن را هم سفید کردی چون او وقتی می خواهد کسی را ترور کند این همه آبروی او را نمی برد و درباره ی او دروغ نمی گوید  و برای او روزنامه چاپ نمی کند ولی شما همه ی این کارها را کردید و هر چه دلتان خواست گفتید بس نبود حالا کار به جایی کشیده شده که تهدید به ترور افراد می کنید!

آقای شریعتمداری من شما را متهم می کنم که شما بر خلاف مصالح ملّی عمل کرده و آبروی نظام و کشور را برده اید و هم چنین اقدام به نشر کاذیب در دفعات متعدد کرده اید که این بار آبروی ژورنالیست های محترم را برده اید.!

آقای شریعتمداری!ما همه دیر یا زود خواهیم مرد وبه سرای حق خواهیم شتافت. پس چرا باید از این دنیا با خودمان ناله و نفرین مردمان را ببریم پس بیا و به خاطر مصلحت کشور، نظام و خودت دست از این گونه اعمال بردار وبه نظارت دقیق بر مطالب نویسندگانت بپرداز و آبروی خود و کشورت را نبر و آب به آسیاب دشمن نریز!

 

آقای شریعتمداری! من نه مخالف نظام و کشور و حکومت و اسلامم نه مخالف شما و نه چپی بلکه بسیار میهن پرست هم هستم پس این ها را به حساب غرض ورزی نگذار و این ها را نصیحت و توصیه بدان.

                                                          و بدان که:«الله علیم بما یعملون»

+ نوشته شده در  87/12/20ساعت   توسط پیشوا  | 

var DELTAT = .01; var SEGLEN = 10; var SPRINGK = 10; var MASS = 1; var GRAVITY = 50; var RESISTANCE = 10; var STOPVEL = 0.1; var STOPACC = 0.1; var DOTSIZE = 11; var BOUNCE = 0.75; var isNetscape = navigator.appName=="Netscape"; var followmouse = true; var dots = new Array(); init(); function init() { var i = 0; for (i = 0; i < nDots; i++) { dots[i] = new dot(i); } if (!isNetscape) { // I only know how to read the locations of the //
  • items in IE //skip this for now // setInitPositions(dots) } for (i = 0; i < nDots; i++) { dots[i].obj.left = dots[i].X; dots[i].obj.top = dots[i].Y; } if (isNetscape) { startanimate(); } else { // let dots sit there for a few seconds // since they're hiding on the real bullets setTimeout("startanimate()", 3000); } } function dot(i) { this.X = Xpos; this.Y = Ypos; this.dx = 0; this.dy = 0; if (isNetscape) { this.obj = eval("document.dot" + i); } else { this.obj = eval("dot" + i + ".style"; } } function startanimate() { setInterval("animate()", 20); } function setInitPositions(dots) { var startloc = document.all.tags("LI"; var i = 0; for (i = 0; i < startloc.length && i < (nDots - 1); i++) { dots[i+1].X = startloc[i].offsetLeft startloc[i].offsetParent.offsetLeft - DOTSIZE; dots[i+1].Y = startloc[i].offsetTop + startloc[i].offsetParent.offsetTop + 2*DOTSIZE; } dots[0].X = dots[1].X; dots[0].Y = dots[1].Y - SEGLEN; } function MoveHandler(e) { Xpos = e.pageX; Ypos = e.pageY; return true; } function MoveHandlerIE() { Xpos = window.event.x + document.body.scrollLeft; Ypos = window.event.y + document.body.scrollTop; } if (isNetscape) { document.captureEvents(Event.MOUSEMOVE); document.onMouseMove = MoveHandler; } else { document.onmousemove = MoveHandlerIE; } function vec(X, Y) { this.X = X; this.Y = Y; } // adds force in X and Y to spring for dot[i] on dot[j] function springForce(i, j, spring) { var dx = (dots[i].X - dots[j].X); var dy = (dots[i].Y - dots[j].Y); var len = Math.sqrt(dx*dx + dy*dy); if (len > SEGLEN) { var springF = SPRINGK * (len - SEGLEN); spring.X += (dx / len) * springF; spring.Y += (dy / len) * springF; } } function animate() { var start = 0; if (followmouse) { dots[0].X = Xpos; dots[0].Y = Ypos; start = 1; } for (i = start ; i < nDots; i++ ) { var spring = new vec(0, 0); if (i > 0) { springForce(i-1, i, spring); } if (i < (nDots - 1)) { springForce(i+1, i, spring); } var resist = new vec(-dots[i].dx * RESISTANCE, -dots[i].dy * RESISTANCE); var accel = new vec((spring.X + resist.X)/ MASS, (spring.Y + resist.Y)/ MASS + GRAVITY); dots[i].dx += (DELTAT * accel.X); dots[i].dy += (DELTAT * accel.Y); if (Math.abs(dots[i].dx) < STOPVEL && Math.abs(dots[i].dy) < STOPVEL && Math.abs(accel.X) < STOPACC && Math.abs(accel.Y) < STOPACC) { dots[i].dx = 0; dots[i].dy = 0; } dots[i].X += dots[i].dx; dots[i].Y += dots[i].dy; var height, width; if (isNetscape) { height = window.innerHeight + document.scrollTop; width = window.innerWidth + document.scrollLeft; } else { height = document.body.clientHeight + document.body.scrollTop; width = document.body.clientWidth + document.body.scrollLeft; } if (dots[i].Y >= height - DOTSIZE - 1) { if (dots[i].dy > 0) { dots[i].dy = BOUNCE * -dots[i].dy; } dots[i].Y = height - DOTSIZE - 1; } if (dots[i].X >= width - DOTSIZE) { if (dots[i].dx > 0) { dots[i].dx = BOUNCE * -dots[i].dx; } dots[i].X = width - DOTSIZE - 1; } if (dots[i].X < 0) { if (dots[i].dx < 0) { dots[i].dx = BOUNCE * -dots[i].dx; } dots[i].X = 0; } dots[i].obj.left = dots[i].X; dots[i].obj.top = dots[i].Y; } } // End -->
  •  
    بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
    language="javascript" src="http://www.ParstOOLS.com/dic/code/?bgcolor=FFFFFF&width=160&height=180">